آن زن من بودم

روایت خواندنی تنها زن ایرانی قهرمان جهان رشته هنرهای رزمی سواره در گفت و گو با «شهروند»

متولد تهران است، اما چهره باصلابتش و اقتدارش هنگام حرف‌زدن، شما را یاد زنان عشایری می‌اندازد که تفنگ بر دوش می‌گیرند، روی اسب می‌نشینند و به شکار می‌روند. البته او، هم روی اسب می‌نشیند و هم از روی اسب تیر می‌اندازد. سعیده صادقی افجه، متولد ‌سال ۵۶ در تهران، دکترای مدیریت بازرگانی دارد و نخستین و تنها زن مدال‌آور جهانی در رشته هنرهای رزمی سواره است؛ هنرهای رزمی سواره، ورزش‌هایی است که سوارکار باید به‌حدی از توانایی برسد تا بتواند روی اسب علاوه بر سواری، کارهای رزمی هم انجام دهد، با تیر و کمان، نیزه و شمشیر.
او از کودکی سوارکاری کرده، اما ١٩‌سال است که به‌صورت حرفه‌ای سوارکاری می‌کند: «۶ساله بودم که برای نخستین‌بار در شمال اسب دیدم، پرش اسب‌ها و حرکاتشان برایم خیلی جالب بود.»

بسیاری از مردم جهان، ازجمله آمریکایی‌ها اعتقاد دارند که ایرانی‌ها «سوارخوب» و «سوار بلد» هستند. اینها اصطلاحات سوارکاری است. آنها معتقدند چون ایرانی‌ها عقبه تاریخی سوارکاری دارند، سوارکارهای خوبی هستن

از مسیر دور تیراندازی تا اسب‌سواری نزدیک خانه
در گیر و دار گشتن دنبال رشته‌ای بین‌المللی، به او رشته تیراندازی را پیشنهاد کردند، آن هم با تفنگ بادی. در آن زمان مجموعه ورزشی حجاب، سالن تیراندازی داشت و تیم ‌ملی زنان هم همان‌جا تمرین می‌کرد. اما از آنجایی که خانه‌شان در آن زمان تهران‌پارس بود، برایش خیلی سخت بود که این مسیر را تا فاطمی و حجاب برود. همین موضوع باعث شد که نتواند این رشته را ادامه دهد: «اتفاقا بد هم شلیک نمی‌کردم.» بعد از آن، با توجه به این‌که سوارکاری را دوست داشت، به باشگاه سمند در شرق تهران رفت: «به من گفتند که اگر شجاع و نترس باشی، می‌توانی در این رشته مقام بیاوری. در آن‌جا بود که من کار با تیر و کمان را هم آغاز کردم.» خیلی زود تیراندازی با تیر و کمان را یاد گرفت. سواری‌اش هم خوب بود؛ پس خیلی زود توانست این دو را با هم تلفیق و از روی اسب شلیک کند.

ایرانی‌ها خطرناکند
سعیده می‌گوید آرزو داشته که یک زن آمریکایی هم‌رشته‌اش را که از قضا بسیار قدرتمند بوده، از نزدیک ببیند، اما نمی‌دانسته که این زن او را در شبکه اجتماعی فیس‌بوک دنبال می‌کند. این آرزو هم روزی محقق شد؛ آنها یکدیگر را در کره ‌جنوبی ملاقات کردند:   «باورم نمی‌شد که کنار او ایستاده‌ام.» آنها در مسابقه با هم رقابت کردند و نتیجه حیرت‌انگیز بود. لبخند می‌زند و با احساس غروری که در صدایش می‌توان آن را حس کرد، می‌گوید: «در آن مسابقات من دوم شدم و آن زن آمریکایی، سوم. او از همان اول هم می‌گفت ایرانی‌ها خطرناکند. می‌گفت ایرانی‌ها یا برای مسابقه نمی‌آیند، یا اگر بیایند، قطعا مقام می‌گیرند.»


اسب‌هایی شبیه آدم‌ها
از قدیم گفته‌اند که اسب، حیوان نجیبی است. آنها حیواناتی باهوش  و دوست‌داشتنی‌اند. از نگاه سعیده هم اسب‌ها از گربه و سگ، خیلی باهوش‌ترند و انرژی مثبت عجیب و زیادی دارند. همین ویژگی‌ها آدم‌ها را به اسب‌ها جذب می‌کند: «خیلی اسب‌ها را دوست دارم. عاشقشان هستم. من معتاد اسبم.» سرش را بالا می‌گیرد و تصویر روی دیوار را تماشا می‌کند؛ خودش کنار اسبش ایستاده: «اگر نبینمش اذیت می‌شوم.»
او می‌گوید که در روانشناسی امروزی در بسیاری از نقاط جهان، برای درمان افسردگی از اسب‌سواری استفاده می‌کنند: «شما بعد از یک ماه سوارکاری، دیگر معتاد آن حیوان و انرژی‌ای که او را احاطه کرده، می‌شوید و برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کنید.»