سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران به «شهروند» می‌گوید که برای تملک مدارس قلع‌وقمعی تهران هفتصد‌میلیارد تومان لازم است و آموزش و پرورش این بودجه را ندارد

دانش‌آموزان مدرسه به دوش!

لیلا مهداد| «مدتی است یکی از نهادها که مالکیت حقوقی ۱۱مدرسه را دارد، حکم قلع‌وقمع آنها را گرفته و اجرایی شدن این احکام به معنای سرگردانی هشت‌هزار دانش‌آموز است.» خبری که از طرف رئیس اداره اطلاع‌رسانی و روابط‌عمومی آموزش‌وپرورش شهر تهران رسانه‌ای شد تا بار دیگر مشکل مدارس استیجاری، خانواده‌ها و دانش‌آموزان را دل‌آشوب کند.
آمارهای‌ سال 96 از حدود‌ یک‌هزار مدرسه استیجاری در کشور و 115مدرسه مستحق‌الغیر خبر می‌دهد؛ آماری که روایتگر هزینه اجاره سالانه 10 تا 15میلیارد تومانی برای آموزش‌وپرورش است، دلیلی که عده‌ای آن را بهانه تکرار سناریوی تهدید تخلیه مدارس می‌دانند. تخلیه و پلمپ مدارس قصه پرغصه سازمان آموزش‌وپرورش است که هرازگاهی خواب از چشم مسئولان، خانواده‌ها و دانش‌آموزان می‌رباید و آنها را نگران می‌کند. همین دو سال پیش بود که پلمپ مدرسه‌ای در قرچک 1400دانش‌آموز ابتدایی را سرگردان کرد و بعد حکم تخلیه مدرسه‌ای در منطقه 11 تهران؛ و درنهایت با پیگیری خانواده‌ها و ورود آموزش‌وپرورش ختم به‌خیر شد، اما حالا باید دید احکام پلمپ 11مدرسه امسال ختم به‌خیر می‌شود یا وزارت آموزش‌وپرورش را درحالی‌که هنوز وزیر ندارد، با بحران بزرگی روبه‌رو می‌کند.

دوباره داستان مشکلات مالی آموزش‌وپرورش و دردسرهای آن

مدارس اجاره‌ای و حکم تخلیه مدارس، داستان امروز و دیروز آموزش‌وپرورش نیست و این گره سال‌هاست وجود دارد؛ گره‌ای که به سال‌های اول دهه 70 برمی‌گردد، دورانی که قانون خرید و تملک مکان‌های آموزشی و استیجاری و آیین‌نامه اجرایی آن مطرح و قرار بر این شد در صورت تمایل مالکان به فروش، آموزش‌‌وپرورش مجاز باشد با دریافت تسهیلات بانکی این مدارس را با قرارداد اجاره به شرط تملیک بخرد؛ رویه‌ای که در صورت ادامه می‌توانست برای همیشه ماجرای قلع‌وقمع مدارس را تمام کند، اما مشکلات مالی آموزش‌وپرورش سدی شد بر اجرایی‌شدن این طرح، به‌طوری که ناتوانی مالی آموزش‌وپرورش برای پرداخت به‌موقع اقساط و اضافه‌شدن جریمه‌ها بر مبلغ اولیه سبب شد بخش زیادی از مدارس استیجاری خریداری نشود.
حالا خبر می‌رسد فقط در تهران حدود ۴۷ مدرسه با مالکیت حقیقی و ۲۳ مدرسه با مالکیت حقوقی وجود دارد که در معرض قلع‌وقمع‌اند و در صورت اجرای حکم، تعداد زیادی از دانش‌آموزان در تأمین فضای آموزشی و مدرسه محل تحصیل دچار مشکل خواهند شد. این درحالی است که ‌سال 94 مدیرکل دفتر حقوقی وزارت‌ آموزش‌وپرورش وقت از وجود 200مدرسه قلع‌‌وقمعی خبر داده و از نگرانی بابت سرنوشت حدود صدهزار دانش‌آموز و پرسنل در همان دوران گفته بود.
قانون ممنوعیت تخلیه فضاهای آموزشی که در‌ سال 72 تصویب شد و یک‌سال بعد دوباره تمدید شد تا باری از روی دوش وزارت آموزش‌وپرورش بردارد، قانونی است که تنها تا پایان‌ سال 80 تخلیه این مکان‌ها را ممنوع کرد تا بعد از آن بعضی مالکان بنای ناسازگاری بگذارند و تا به امروز برای گرفتن حکم تخلیه به مراجع قضائی رفت‌وآمد می‌کنند.

بحرانی بزرگ برای بچه‌ها

آن‌طور که از خبرها برمی‌آید، از 15سال پیش تاکنون 53مدرسه حکم قلع ‌و قمع گرفته‌اند و از این تعداد 18مالک به تمدید قرارداد اجاره، فروش و تهاتر رضایت داده‌اند و 35مدرسه باقیمانده چشم‌انتظار سرنوشت‌شان‌اند. مسعود ثقفی، سخنگوی، وزارت آموزش‌وپرورش در این‌باره به «شهروند» می‌گوید: «این 11 مدرسه‌ای که احکام پلمپ‌شان صادر شده مربوط به بنیاد شهید است. این احکام را در زمان‌های مختلف از قوه ‌قضائیه گرفته‌اند. درواقع احکام به نفع آنها صادر شده است.»ثقفی از تلاش آموزش‌وپرورش برای خریداری این املاک می‌گوید: «بحثی که ما با آنها داریم این است که این مدارس را به ما بفروشند. به‌هرحال به هر ترتیبی این فضاها در اختیار بنیاد شهید است، اگرچه سال‌های طولانی است این فضاهای آموزشی در اختیار آموزش‌وپرورش است.» سخنگوی وزارت آموزش‌وپرورش از پلمپ دو مدرسه در مناطق دو و سه خبر می‌دهد و در ادامه از تلاش وزارت آموزش‌وپرورش و ورود نهادهای بالاتر برای حل این معضل می‌گوید و ادامه می‌دهد: «10 تیر امسال دو مدرسه زیوری منطقه دو و شهدای هسته‌ای منطقه سه که قلع‌وقمع و پلمپ شدند، متعلق به بنیاد شهیدند ولی این‌که حکم قلع‌وقمع می‌گیرند و به هیچ‌عنوان حاضر به معامله قانونی با آموزش‌و‌پرورش نیستند برای ما مسأله است.»
او ادامه می‌دهد: «در توافق‌هایی که داشتیم، قرار بر این شده بود که با نرخی که شهرداری معین می‌کند، این املاک را به آموزش‌وپرورش بفروشند، اما متاسفانه گفته‌اند حاضرند این املاک را به نرخ مسکونی بفروشند! درحالی‌که شهرداری گفته کاربری این املاک آموزشی است. واقعیت امر این است که نرخ مسکونی و آموزشی تفاوت فاحشی دارند.»
ثقفی با اشاره به این‌که بالغ بر ۴‌هزار مدرسه در تهران داریم که از این تعداد درحال حاضر ۴۷ مدرسه دارای مالک حقیقی و ۲۳ مدرسه دارای مالک حقوقی و در معرض قلع‌وقمع قرار دارند، می‌گوید: «11مدرسه احتمال پلمپ شدن دارند که به واسطه آن حدود 8هزار دانش‌آموز تهرانی سرگردان خواهند شد. یعنی پیش‌بینی‌مان این است که با اجرایی شدن احکام، این تعداد بلاتکلیف شوند. یکی از مدارسی که 10/04/98 قلع‌وقمع شد، 450دانش‌آموز دارد و تا شعاع طولانی، مکانی برای جایگزین این مدرسه وجود ندارد. درواقع هیچ‌ فضایی وجود ندارد که به‌عنوان مدرسه بتوان از آن استفاده کرد.» سخنگوی وزارت آموزش‌وپرورش کمبود فضای آموزش را یکی از مشکلات آموزش‌و‌پرورش می‌داند: «ما در تهران با کمبود فضای آموزشی روبه‌رو هستیم. اغلب فضاهای شهر تهران مسکونی‌اند و فضاهای آموزشی موجود هم یا محدودند یا خیلی فرسوده. متاسفانه افزایش نرخ اجاره و فروش املاک موجب شده فشار بعضی مالکان حقیقی به آموزش‌وپرورش بیش از گذشته شود، اما در این میان متاسفانه شاهدیم که حتی مالکان حقوقی هم به دنبال تغییر کاربری آموزشی‌اند تا ارزش ملک آنها چند برابر شود. به دلیل فشارها چاره‌ای نداریم جز این‌که ۱۱ مدرسه شاهد را در تهران منحل کنیم.»
ثقفی در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال تغییر کاربری این فضاها برای مالک وجود دارد، می‌گوید: «دو مدرسه 10/04/98 درحالی پلمپ شدند که شورای تأمین استان و استانداری تهران مخالف چنین اتفاقی بودند و آموزش‌وپرورش درحال مذاکره با بنیاد شهید بود، اما این حکم را اجرایی کرده‌اند. این احکام را از خیلی وقت پیش اعلام کرده‌ بودند و بعضی از آنها مربوط به‌ سال گذشته و حتی دو سال پیش است. اینها در حقیقت احکام قدیمی‌اند و ما درحال مذاکره بودیم. بحث ما این است که در میانه مذاکرات این احکام را اجرایی کرده‌اند.»
سخنگوی وزارت آموزش‌وپرورش در پاسخ به این شائبه‌ها که چرا آموزش‌وپرورش طی این سال‌ها اقدام به خرید این فضاها نکرده، می‌گوید: «بحث خرید مدرسه بودجه بالایی نیاز دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد حدود هفتصد‌میلیارد تومان حداقل اعتباری است که آموزش‌وپرورش نیاز دارد تا به موجب آن بعضی از این مدارس را بتواند بخرد. هیچ‌جایی از دولت ما چنین بودجه‌ای را نداریم. تنها کاری که ما می‌توانیم انجام بدهیم، این است که به مالکان حقیقی پیشنهاد فروش به قیمت مناسب یا اجاره برای مدتی بدهیم. با بسیاری از این مالکان حقیقی این توافقات صورت گرفته است، اما درحال حاضر با مالکان حقوقی این ملک‌ها روبه‌رو هستیم. واقعیت امر این است که ما نمی‌دانیم چطور تملک این ملک به بنیاد شهید رسیده چون این ملک‌ مالک شخصی داشته که خارج از کشور زندگی می‌کند. مالک این فضا را شاید 50سال پیش اهدا کرده به آموزش‌وپرورش.»
ثقفی اجرایی شدن احکام برای 9مدرسه باقیمانده را بحران بزرگی می‌داند و ادامه می‌دهد: «ما کاملا نگران این موضوع هستیم. من گفته‌ام اگر این 11مدرسه را بگیرند، 8هزار دانش‌آموز سرگردان می‌شوند. ما هیچ جایی برایشان نداریم. چه کسی جوابگوی 8هزار خانواده و دانش‌آموز خواهد بود؟ این بحرانی بزرگ برای آموزش بچه‌های این مملکت است. اینها قرار بود ملک را به نرخ فضای آموزشی که شهرداری مقرر کرده بود، بفروشند؛ حتی بودجه این کار را استاندار تهران از منابعی تأمین کرده است، اما اینها به یک‌باره عنوان می‌کنند به نرخ فضای مسکونی می‌فروشند. ما که این رقم را نداریم و استانداری هم تمام تلاشش را کرده است.» سخنگوی آموزش‌وپرورش با اشاره به این‌که این فضاها نمی‌توانند تغییر کاربری بدهند، می‌گوید: «قسمت جالب ماجرا این است که مالک نمی‌تواند تغییر کاربری بدهد، چون شهرداری سفت‌وسخت ایستاده تا تغییر کاربری صورت نگیرد، چون این فضاها آموزشی‌اند. برای همین نرخ را تغییر داده‌اند و می‌خواهند با نرخ مسکونی بفروشند.»