بررسی‌های «شهروند» و آمار وزارت آموزش و پرورش نشان می‌دهد گرایش دانش‌آموزان به رشته تجربی بیشتر و به رشته ریاضی‌فیزیک کمتر می‌شود ‏

زندگی بر اساس ریاضی نمی‌چرخد آقای دکتر!

شهروند| چند روز بیشتر به برگزاری کنکور سراسری نمانده و آمارها حکایت از این دارد که بیشتر داوطلبان، ‏در رشته تجربی، ثبت‌نام کرده‌اند.‌ سال گذشته، درست زمانی که ثبت نام شرکت در کنکور سراسری به پایان ‏رسید، سازمان سنجش آماری را اعلام کرد که براساس آن مشخص شد داوطلبان رشته ریاضی، کمترین ‏متقاضی و رشته تجربی بالاترین متقاضی را داشته است. این آمار نشان می‌دهدکه در کنکور‌سال 98، یک ‏میلیون و 118‌هزار و 793 نفر ثبت نام کردند که از این تعداد 164‌هزار و 278 نفر در گروه ریاضی، 637 ‏هزار و 94 نفر در گروه تجربی و 282‌هزار و 151 نفر در گروه انسانی، 24هزار و 769 نفر در گروه هنر و ‏‏10هزار و 501 نفر در گروه زبان‌های خارجی داوطلب شدند. آمار منتشر شده سازمان سنجش، حکایت از ‏بالارفتن آمار گرایش داوطلبان به رشته‌ تجربی دارد و علی زرافشان که معاون پیشین آموزش متوسطه وزارت ‏آموزش و پرورش است، گفته که تعداد شرکت‌کنندگان دراین رشته نسبت به‌سال 97، 130‌هزار نفر افزایش ‏پیدا کرده‌اند و از آن طرف، متقاضیان رشته‌های ریاضی و انسانی کم شده‌اند. این درحالی است که به گفته ‏زرافشان، یک جامعه برای حرکت در مسیر توسعه علاوه بر نیاز به پزشک و پرستار به همان میزان به ‏فارغ‌التحصیلان علوم پایه هم نیاز دارد‎.‎

‏رویکرد جامعه نسبت به رشته ریاضی تغییر کرده
محمدرضا نیک‌نژاد، نزدیک به 24‌سال دبیری کرده و حالا سال‌هاست که در مقطع متوسطه فیزیک تدریس ‏می‌کند. او هم شاهد تغییراتی در انتخاب رشته دانش‌آموزان بوده و می‌گوید که این روند به دلیل شرایط ‏اقتصادی و اجتماعی جامعه است: «ما شاهد تغییر در رویکرد جامعه هستیم، به‌هرحال نمی‌شود پنهان کرد ‏که بازار کار رشته ریاضی فیزیک افت پیدا کرده و تصوری که قبلا خانواده‌ها نسبت به این رشته داشتند، ‏تغییر کرده است، رشته ریاضی فیزیک رشته‌ای برای جوامع درحال رشد است و هر چقدر صنعت و بازار کار ‏رشته‌های مهندسی گسترش پیدا کند، اقبال از این رشته‌ها هم بیشتر می‌شود. در گذشته چنین تصوری ‏وجود داشت که رشته ریاضی یکی از پرکاربردترین رشته است و خانواده‌ها به مهندس شدن فرزندانشان ‏تمایل داشتند، اما بعدها پدر و مادری که خودشان مهندس شدند، به این نتیجه رسیدند که این رشته خیلی ‏هم برای درآمدزایی مناسب نیست.» نیک‌نژاد از آمار سازمان سنجش و تعداد داوطلبان رشته‌ تجربی خبر ‏دارد و می‌گوید که طبیعی است خیلی‌ها به سمت تحصیل دراین رشته بروند: «تحصیل در رشته تجربی دو ‏حُسن دارد، یکی این‌که درس‌هایش مثل رشته ریاضی خشک نیست و درس‌ها برای یادگیری راحت‌تر است، ‏دوم این‌که بازار کارش بهتر است. الان شرایط به گونه‌ای است که جامعه و صنعت از رشته‌های ریاضی اشباع ‏شده است، اما رشته‌های تجربی در هر سطحی که باشند در جامعه خواهان دارند، چرا که همیشه هم به آنها ‏نیاز است. خیلی فرق نمی‌کند که جامعه در چه سطحی باشد، همیشه به پزشک و پرستار و … نیاز است، این ‏خودش انگیزه مهمی است برای تحصیل در رشته‌های تجربی.» نیک‌نژاد، به نکته دیگری اشاره می‌کند: ‏‏«رشته‌های تجربی ظرفیت خوبی برای پذیرش در کشورهای دیگر دارند، حتی کشورهایی که ‏مهاجرپذیر نیستند هم از افراد با تحصیلات تجربی استقبال می‌کنند. مثل امارات یا ترکیه که علاقه زیادی به ‏رشته‌هایی مثل پرستاری دارند. بازار کار رشته‌های تجربی در داخل و خارج از کشور بسیار بهتر شده و ‏تضمین پیدا کردن شغل هم بیشتر است. منظور از رشته‌های تجربی هم تنها پزشکی نیست، پرستاری و ‏رشته‌های پیراپزشکی مثل علوم آزمایشگاهی و فیزیوتراپی و … هم شامل می‌شود. درحالی‌که رشته ریاضی ‏تنوع زیادی ندارد و در چند رشته خلاصه می‌شود.» او می‌گوید درحال حاضر دانش‌آموزان نخبه و درسخوان هم بشدت به سمت رشته‌های تجربی گرایش پیدا کرده‌اند، هم خودشان و هم خانواده‌هایشان وقتی به ‏شرایط کاری و مالی فکر می‌کنند، این رشته را انتخاب می‌کنند: «به هر حال بچه‌ها تحت‌ تأثیر خانواده‌ها ‏هستند، یک نفر می‌رود مطب پزشک می‌بیند که پزشک 20، 30 بیمار دارد و از هر نفر کلی هم پول ویزیت ‏می‌گیرد، حساب می‌کند می‌بیند که روزانه چقدر درآمد دارد، خب، دوست دارد که فرزندش هم همین شرایط ‏را داشته باشد. خانواده‌ها بشدت دید اقتصادی پیدا کرده‌اند و شاهد شکاف طبقاتی‌ هستند؛ به ‌هر حال پزشک‏شدن هم درآمد بالاتری دارد و هم موقعیت اجتماعی بالا. حالا هم رشته‌های پزشکی یکی از پردرآمدترین ‏مشاغل است و طبیعی است که هر کسی به فکر درآمدزایی باشد.»‏
ماجرا اما تنها به تمایل خانواده‌ها و فرزندانشان برای انتخاب یک رشته دانشگاهی ختم نمی‌شود؛ مدرک‌گرایی ‏و تمرکز ویژه بر روی رشته‌های دانشگاهی فرصت‌های شغلی دیگری را از افراد گرفته است و حلقه گمشده مهارت‌‏آموزی است که نه‌ تنها دانش‌آموزان و خانواده‌ها بلکه نظام آموزشی هم از آن غفلت کرده است. می‌شود ‏آن‌قدرها هم بر روی رشته‌های اصلی مثل ریاضی و تجربی و… تمرکز نکرد و به جای آن رشته‌هایی که به ‏مهارت‌های شغلی مرتبط می‌شوند را گسترش داد. این روش اما سیاست نظام آموزشی نیست: «ساختار ‏آموزشی ما به گونه‌ای است که کارمند پرورش می‌دهد، خانواده‌ها هم به تبع آن دنبال همین هستند که ‏فرزندشان جایی استخدام شود و حقوق بگیرد، این نوع تفکر، قدیمی است و در بسیاری از کشورها وجود ‏داشته اما حالا شرایط تغییر کرده است، شاید یک دانش‌آموزی که به سمت رشته‌های هنری رفته یا گرافیک ‏خوانده خیلی زودتر از کسی که رشته ریاضی یا تجربی خوانده، جذب بازار کار شود و حتی برای خودش کسب‌‏‌وکاری راه بیندازد و درآمد بیشتری هم داشته باشد. ما حالا در فضای مجازی با گروه بزرگی از این افراد ‏مواجه هستیم که به دنبال راه‌اندازی کسب‌وکاری هستند و درآمدهای خوبی هم دارند. در شرایط ‏فعلی همه ما می‌بینیم که خیلی‌ از تحصیلکرده‌ها بیکارند و دنبال یک کار با حقوق بخور نمیر هستند.»‏
احمد بخارایی، جامعه‌شناس اما نظر دیگری دارد. او به «شهروند» می‌گوید که اتفاقا انتخاب رشته‌های تجربی ‏از سوی داوطلبان کنکور نشان‌دهنده روند درست و استاندارد یک جامعه است: «طبیعی است که افراد ‏بخواهند رشد کنند و داوطلبان کنکور هم فهمیده‌اند که سلامت افراد مهم است، پس برای داشتن شغلی که ‏به سلامت افراد کمک می‌کند و در قالب تحصیل در رشته‌های تجربی می‌توان آن را به دست آورد، به سمت ‏مشخصی گرایش پیدا می‌کنند. در جامعه ما اگر جز این اتفاق بیفتد، باید تعجب کنیم؛ مثلا اگر بیشتر ‏داوطلبان کنکور به سمت رشته‌های علوم انسانی می‌رفتند.» تحلیل این جامعه‌شناس درباره تمایل افراد برای ‏تحصیل در رشته‌های تجربی این است که داوطلبان کنکور تحت‌ تأثیر دو مقوله یکی تقلیدی و دیگری عکس‌‏العملی به سمت این رشته متمایل شده‌اند؛ گروه دوستان حقیقی و مجازی در ویژگی اول نقش دارند و ‏جامعه‌ای با انبوه بیکار در ویژگی دوم. همین‌ها باعث می‌شوند تا اعضای جامعه به جای «کنش‌های معطوف به ‏هدف»، اقدام به «واکنش‌های معطوف به هدف» کنند؛ به طوری که افراد احساس کنند مجبور به انجام یک ‏واکنش هستند و چاره‌ای جز آن ندارند. در این‌جا منظور همان گرایش بالا به سمت رشته‌هایی خاص است. ‏

‏تجربی هم کار دارد، هم درآمد بالا
‏«شایان» داوطلب کنکور امسال است و در رشته تجربی ثبت نام کرده است. او می‌گوید که از همان ابتدا به این ‏رشته علاقه داشته و سه ‌سال دبیرستان را تجربی خوانده: «من بیشتر به رشته‌های پزشکی، داروسازی و ‏پیراپزشکی علاقه دارم، اگر پزشکی و یکی از رشته‌های پیراپزشکی قبول شوم، قطعا پیراپزشکی را انتخاب ‏می‌کنم.» شایان به «شهروند» می‌گوید که تمایل خانواده‌اش هم همین است؛ چون آنها می‌گویند که بازار ‏کار این رشته خوب است: «همه به من پیشنهاد کردند که تجربی بخوانم؛ چون در رشته‌های دیگر، کار نیست، ‏رشته‌های مهندسی هم دیگر اشباع شده است اما در تجربی هر رشته‌ای که بخوانم برایش کار هست.» برای ‏‏شایان درآمدزایی اولویت اول است و در کنار آن هم علاقه‌اش به رشته تحصیلی: «برای پزشکی باید زیاد ‏درس بخوانم، اما رشته‌های پیراپزشکی این طور نیست؛ برایم هم جذاب‌تر از پزشکی است.» شایان می‌گوید ‏که در مدرسه هم بیشتر دوستانش در رشته تجربی بودند و اغلب می‌خواهند پزشک شوند، این تمایل خود و ‏خانواده‌هایشان است: «به ‌هر حال پزشکی درآمد خوبی دارد» و در کنار همه اینها معتقد است که سیستمی ‏که بر نظام آموزشی حاکم است، ایراد زیاد دارد؛ چرا که همه دانش‌آموزان را به سمت رشته‌های ریاضی و ‏تجربی می‌کشاند، در حالی ‌که رشته‌های هنری هم کاربرد زیادی دارند؛ الان طوری عنوان می‌شود که تحصیل ‏در هنرستان خوب نیست و بچه‌ تنبل‌ها و درس‌نخوان‌ها هنرستان می‌روند، نگاه به این رشته حتی از قبل هم ‏بدتر شده: «در مدرسه فقط روی تئوری کار می‌کنند، روی درس‌های عملی تمرکز زیادی نمی‌شود؛ مثلا برای ‏زیست‌شناسی ما باید مدام در آزمایشگاه باشیم اما این اتفاق نمی‌افتد و با این روش رغبت دانش‌آموزان برای ‏درس‌خواندن کمتر شده است.» ‏

‏فلانی دکتر شده تو هم باید دکتر شوی
‏«افشین» هنرستان درس خوانده و امسال می‌خواهد در رشته ریاضی کنکور بدهد: «چون رشته‌ام در هنرستان ‏ساخت و تولید است، می‌خواهم در دانشگاه مکانیک بخوانم، به همین دلیل کنکور را در رشته ریاضی شرکت ‏کردم.» افشین می‌گوید که بیشتر خانواده‌ها تمایل دارند تا فرزندشان در رشته تجربی درس بخواند، چشم و ‏همچشمی هم دراین زمینه نقش دارد، می‌گویند فلانی دکتر شده، تو هم باید دکتر شوی: «برای من این طور ‏نبود، همه به من گفتند برو سمت علاقه‌ات؛ من هم رفتم هنرستان. وقتی علاقه داشته باشی، از تحصیل هم ‏لذت می‌بری و بعدا هم می‌توانی به درآمدزایی برسی.»‏