ما همه با هم هستیم

حسام حیدری |

اخیرا و بعد از اکران یک فیلم کمدی پربازیگر و پرخرج از تهیه‌کننده سوال کرده‌اند که چرا این‌همه بازیگر گرانقیمت انتخاب کردید؟ که ایشان جواب داده: «سرمایه‌گذار دوست داشت» البته سوال‌کننده کظم غیظ کرده و سوال بعد را این‌طور مطرح نکرده که: «سرمایه‌گذار دیگه چی دوست داره؟» ولی ما افتادیم دنبال ماجرا و یک‌سری از چت‌های شبانه تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار را پیدا کردیم که از این طریق منتشر می‌کنیم:
ساعت سه و بیست دقیقه نیمه‌شب
تَهی (مخفف و حالت عاشقانه لغت تهیه‌کننده)
جون تَهی؟
بیداری؟
آره عزیزم… داشتم حساب کتاب پول‌هایی که فرستادی رو می‌کردم… ببین این‌جوری که من دارم حساب می‌کنم، باید پنج‌میلیارد دیگه بدی، وگرنه فیلممون خوب نمی‌شه.
باشه عزیزم… من که بهت گفتم هرچی بخوای پول هست… فقط به شرطی که تو هم از اون بازیگرها که من خیلی دوست دارم، برام بیاری.
از کدوم بازیگرها؟
اع؟ اذیت نکن دیگه… خودت گفتی برام چند تا بازیگر خوشگل میاری.
:))) بعله که میارم… اتفاقا صبح رفتم برای تولدت چند تا بازیگر خوشگل گرفتم… یکی از یکی قشنگ‌تر.
راااااست می‌گی؟ کدوم؟ کدوم؟… همون که تو اون سریال کمدیه بازی می‌کرد که من خیلی دوست داشتم؟ اونو آوردی؟ یا اون یکی که گفتم از بچگی دوست داشتم باهاش عکس بگیرم؟
همه‌شون رو آوردم… یه عالمه بازیگر خوشگل… همه‌شون هم چشم آبی و سبز… تا دلت بخواد بازیگرهای قشنگ‌قشنگ برات گرفتم.
جون من؟ خب کیان؟ نشون بده دیگه… زود باش زود باش…
همین‌طوری که نمی‌شه…
چرا نمی‌شه؟ تو همش داری منو اذیت می‌کنی.
خب این‌طوری که نمی‌شه، تو اول باید اون پنج‌میلیارد که گفتم رو بریزی به حساب تا منم لیست بازیگرها رو بهت نشون بدم.
خب باشه… میگم صبح بچه‌ها از اون پول شسته تمیزها یه مقدار برات بریزن… حالا لیست رو بهم نشون بده دیگه.
چشاتو ببند.
بستم.
خب… حالااااا آروم‌آروم… دستم رو می‌کنم تو کیفم و لیست بازیگرها رو میارم.
واااااای.
اولیییییش یه بازیگر خیلی معروفه که یه عالمه سریال کمدی ساخته و با شاه هم به زور فالوده می‌خوره ولی با پول‌هایی که دادی، من راضیش کردم.
وای‌وای همونی که می‌خواستم… مرسی تهی مرسی.
دومیش هم یه بازیگره است که قبلا گفتی بیارش برام مجری بشه.
اع؟ اونم آوردی؟ دستت درد نکنه… حالا که انقد مهربونی دو‌میلیارد دیگه هم برات میریزم که حسابی خوشحال بشی.
راست میگی عزیزم؟ دستت درد نکنه.