همزمان با 12ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک؛

نشست واکاوی پدیده کار کودک در ایران برگزار شد

در این نشست به دبیری دکتر فاطمه علمدار پژوهشگر و عضو هیئت مدیره موسسه توانمندسازی مهر و ماه ، دکتر فاطمه قاسم زاده رییس هیئت مدیره شبکه یاری کودکان کار، دکتر روح اله نصرتی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دکتر پیام روشن فکر عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به ایراد سخن پرداختند .در ابتدای این نشست، دکتر علمدار با اشاره به هدف از نامگذاری این تاریخ به عنوان مبارزه با کار کودک اهمیت آن را جهت آگاهی‌سازی جهان نسبت به این پدیده دانست.

او ضمن یادآوری جمعیت 250 میلیون نفری کودکان کار سراسر جهان به آمار 14 درصدی کودک کار در ایران اشاره کرد و و هدف از تشکیل شبکه یاری کودکان کار از سال 82 تا به امروز را محو، کاهش و مبارزه با بدترین اشکال کار کودک عنوان کرد.

 

سن کودکان کار کمتر از 12 سال است

نصرتی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران پس از  ذکر آمار %58 پسر و 42%  دختر که %43 آنها در کشورهای کم در آمد و تنها3 /1 درصد آنها در کشورهای پر درآمد زندگی می کنند این پدیده را از منظر انسان شناسی مورد بررسی قرار داد.

او در این بخش از سخنرانی خود به جدیت بحث کار کودک به مثابه کالا پرداخته و عنوان کرد: ” قبل از این انقلاب، کار به عنوان بخشی از فرآیند جامعه پذیری و اجتماعی شدن کودکان اتفاق می افتاد و به عنوان عنصر آینده ساز به شمار می رفت. حتی درگذشته کودکان در ایران به تشویق خانواده نزد صاحبان حرفه ها، رسم استاد و شاگردی را می آموختند تا اینکه در سال 73  کار آموزی در تعطیلات تابستان به سیستم آموزشی کشور   اضافه شد. اما انقلاب صنعتی با شکل گیری کارخانه ها و به کارگیری نیروی کار ارزان از بین کودکان ، کار را به مثابه کالا تغییر داد و از سوی دیگر ارتش ذخیره بیکاری افزایش پیدا کرده و ارزش کارگر نیز پایین آمد.

نصرتی شکل گیری اندیشه های اقتصادی نئولیبرال را منجر به افزایش کار کودک دانست و افزود:خانواده آنچنان درگیر مسائل اقتصادی می شد که به اجبار از همه ظرفیت های خود برای مبارزه با فقر استفاده می کرد.

سپس دکتر قاسم زاده به مروری بر برنامه های سازمان های دولتی در ارتباط با کار کودک در ایران پرداخت.
وی در ابتدا به اساسی بودن نقش دولت و سازمان های دولتی در حذف کار کودک به دلیل در اختیار داشتن منابع مالی ، قانونی و ساختارهای اجتماعی اشاره کرده و افزود: مشارکت های مردم هم در این زمینه موثر است اما حتی در پیمان نامه حقوق کودک نیز مخاطب، دولت است.

قاسم زاده اقدامات انجام شده توسط سازمان های دولتی که در صدر آنها وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی و زیر مجموعه های آن و همچنین سازمان بهزیستی قرار دارند را نیز متذکر شده و افزود:
طرحهایی همچون حمایت از کودک و خانواده توسط سازمان بهزیستی، طرح مشوق های تحصیلی که به 8 انجمن عضو شبکه یاری کودک کار ارائه شد اما متاسفانه پس از یک سال بدون ارزشیابی نیمه کاره رها شد و آیین نامه حمایت اجتماعی که در سال 92 توسط وزارت کار تدوین شد اما در حال حاضر همچنان آیین نامه دیگری با عنوان ساماندهی کودکان کار و خیابان که مربوط به سه دهه پیش بوده و اکنون پس از دو نوبت بازنگری در بیست سال اخیر به جای این آیین نامه در حال اجراست و آیین نامه حمایت اجتماعی هنوز به مرحله تصویت هیئت دولت هم نرسیده.
دکتر قاسم زاده اقدام مشترک سازمان بهزیستی، شهرداری و نیروی انتظامی را که 32 بار جمع آوری کودکان کار بوده را یادآور شد و اذعان کرد: در حالیکه تجارب بین المللی در این باره وجود دارد اما باز هم این اقدام 32 بار تکرار می شود در حالیکه علاوه بر سرمایه مادی و زمانی، موجب بی اعتمادی کودکان و خانواده ها می شود. شاید اگر این سرمایه تا کنون جمع آوری شده بود به ساخت یک کارخانه یا تعاونی منجر می شد که والدین این کودکان در آن کار می کردند و کودک از چرخه کار خارج می شد.
رییس شبکه یاری کودکان کار از قرنطینه هایی سخن گفت که برای کودکانی که از شهرستان ها به تهران می آیند و یا اوراق هویت ندارند استفاده می شود که مدت زمان ماندن در آنها ( تا پیدا شدن هویت) 23 روز است ، اما قاسم زاده اذعان کرد: متاسفانه کودکان زیادی بالغ بر ماه ها و سال‌ها در این قرنطینه‌ها می ماند و همچنان تکلیف هویت آنها نا معلوم می ماند.
تشکیل شورای اجتماعی کشور به عنوان یک نهاد فرا دولتی که وظیفه آن بررسی شش آسیب از جمله کار کودک است ، تدوین طرح کنترل و کاهش آسیب ها با تشکیل کارگروه هایی از متخصصین سازمان های دولتی و غیردولتی به منظور پژوهش علمی در مورد هر آسیب و جمع بندی آن و ارائه مجوز به سازمان های غیر دولتی حوزه کار کودک از جمله اقدامات وزارت کشور است که دکتر قاسم زاده به تشریح آنها پرداخت.
وی درباره اقدامات مجلس شورای اسلامی تصریح کرد :تصویب آیین نامه حمایت از کودکان که پس از 10 سال صورت گرفت که همچنان در حال تکمیل و رسیدن به شورای نگهبان است، پژوهشی درباره کار کودک و همچنین استخراج آمار و ارقامی در حوزه کار کودک اقدامات تا به امروز مجلس شورای اسلامی بوده است.
همچنین بحث قابل توجه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک را مطرح کرده و تصریح کرد: قرار بود مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک ، جایگزین نهاد ملی نظارت و حمایت بر حقوق کودک باشد که در پیمان نامه حقوق کودک پیش بینی شده بود. اما از جمله ایرادات آن این است که صرفا هماهنگ کننده بوده و اجرا کننده نیست .
وی در باره اقدامات مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک افزود: تدوین چکیده ای در مورد حقوق کودک ایرانی اقدام مهم این مرجع است که این امر با پذیرش پیمان نامه جهانی از سوی کشور ما تناقض دارد. چون پذیرش پیمان نامه جهانی به معنای پذیرش تمام مفاد آن است .
قاسم زاده کمبود اقدامات آموزش و پرورش را مورد نقد قرار داد و اذعان کرد: ما در مورد آموزش و پرورش اقدام و حمایت اندکی داریم و حتی هزینه امتحان تعیین سطح نیز تحت عنوان مشارکت مردمی از انجمن هایی که کودکان تحت حمایت آنها هستند دریافت می شود. علاوه بر آن هنگام تهیه کتاب حتی آمار کودکان کار در نظر گرفته نمی شود.
در پایان به جمع بندی صحبت های خود پرداخت و اذعان کرد: به طور کلی پایدارترین اقدام نهادهای دولتی همان 32 بار جمع آوری تکرار شونده کودکان کار بوده. البته بهزیستی سعی دارد با طرح دیگری این روش را تغییر دهد اما متاسفانه نهادهای ما کودک کار را فقط کودک کار در خیابان می دانند در حالیکه ما با انواع دیگر کار کودک نیز مواجه هستیم و کمبود نیروی متخصص از سوی آنها باعث آزار خانواده ها و کودکان به ویژه در مواقع جمع آوری‌شان می شود.
در ادامه از مشارکت کم آنها به معنای اجرا کننده انتقاد کرد و افزود : این سازمانها نباید ما نهادها را به عنوان بازوی اجرایی تصور کنند و مشارکت را از تصمیم گیری تا اجرا به عهده بگیرند.
در آخرین بخش از این برنامه ،دکتر پیام روشن فکر موضوع برآوردی از کار کودک را مطرح کرده و درباره آن سخن گفت .
روشن فکر با اشاره به رویکرد حق محور که عده ای از افراد به پدیده کودک کار دارند عنوان کرد : این افراد عذر نداشتن آمار را به عنوان بهانه ای برای اقدام نکردن نمی پذیرند و در موضوع کودک کار و کارتن خواب ها و …که جمعیت های پنهان نام برده می شوند ، برآورد جمعیت آنها را با روش های مختلف اندازه گیری می کنند.
وی در ادامه سخنان خود باور به حذف کار کودک را متذکر شد و تصریح کرد : عده ای این باور را یک آرمان متصور می شوند اما بر اساس شواهد و اقدامات بین المللی صورت گرفته در بین 88 کشور که بعضی از انها خیلی هم با ما متفاوت نیستند می بینیم که وقتی عزم و برنامه ی درستی برای کاهش و حذف کار کودک شکل گرفته پس تحقق این باور کاملا ممکن است نمونه هایی از تجارب موفق درکشورهایی مثل اردن ، ازبکستان و فیلیپین وجود دارد و ارقامی که در حوزه کودک کار با آن مواجهیم کاملا قابل مداخله است. اما صورت بندی و فهم ما از مساله با مواجهه ما با آن کاملا تاثیر دارد.
وی به چند منبع آماری رسمی از جمله سرشماری عمومی و نفوس و مسکن در سال 90 تا 95 اشاره کرد و توضیح داد : در این سرشماری فصلی به نام فعالیت وجود دارد که جمعیت فعال بالای 10 سال رابررسی می کند و در حوزه فعالیت “شغل” با جمعیت 10 تا 18 ساله ای مواجه می شویم که شاغل هستند که با این رقم به برآوردی از کودک کار نزدیک می شویم که در واقع آمار رسمی کار کودک محسوب می شود. (طبق استاندارد جهانی جمعیت زیر 18 سال کودک محسوب می شود) اما ایراد آن این است که کودکان زیر 10 سال را شامل نمی شود که برای پر کردن این شکاف از مطالعه پیمایش شاخص های چندگانه جمعیت و سلامت ( IRMIDHS) استفاده می کنیم که در ایران هر 5 سال یکبار انجام می شود و چون این پیمایش هم مطالعه ای جمعیت مبنا(population base) است تمامی وجوه کار کودک از جمله کار خانگی را هم شامل می شود. پس با این دو شاخص، به برآوردی از تمامی کودکان کار 5 تا 18 سال می رسیم.
وی در ادامه به بخشی از کار کودک که در اقتصاد غیر رسمی است و در هیچ کدام از این مطالعات قرار نمی گیرد اشاره کرد و افزود : برای پیدا کردن این آمار یک مطالعه در سال 2012 برای یونیسف صورت گرفت که کودکان 10 تا 18 سال را شامل می شد و براساس ان ضریبی برای براورد سهم کار کودک در اقتصاد غیر رسمی بدست آوردیم و نهایتا با ترکیب این سه روش براورد نهایی انجام شده است. در بخش سرشماری پس از برخی تصحیح ها به عدد 750 هزار نفر رسیدیم که در سال های اخیر کاهش یافته و تعریف شاغل در این مطالعه کسی است که از هفت روز هفته حداقل روزی یک ساعت کار کرده است.
دکتر روشن فکر در ادامه با جمع بندی تمامی مطالعات برآوردی نزدیک به واقعیت از جمعیت کودکان کار در ایران را که ۱ میلیون ۶۰۰ هزار تا ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار کودک اعلام کرد و توضیح داد که این آمار که تا حد زیادی با سایر داده‌های موجود اعتبار سنجی شده است.
وی در بخش های پایانی صحبت های خود به رویکردهایی که تمامی اقشار جامعه به پدیده کار کودک دارند اشاره کرد و گفت :یکی از رویکرد ها، رویکرد آسیب اجتماعی نسبت به کارکودک است که دیدگاه پزشکی-انتظامی به فهم و حل این پدیده است و راهکارهای ان غالبا کنترلی و غیر کل نگر و غیر ریشه ای هستند و از این منظر نگاه ضعیفی به آن محسوب می شود از منظر دیگری که مثلا سازمان بین المللی کار براساس تصویر وضعیت مطلوب کار در دنیا ترسیم می کند، برنامه IPEC (International Programme on the Elimination of Child Labour) ا است که این برنامه در ۸8 کشور جهان اجرایی شده است و متاسفانه کشور ما در این برنامه حضور ندارد و در نتیجه ی ان ، طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ حدود ۹۰ میلیون مورد کار کودک از آمار 218 میلیونی آن حذف شده است. در واقع به طور متوسط سالیانه 60 هزار کودک در این کشورها از کار رها می شوند.
وی در پایان با بیان اینکه در کشور ما در ۱۵ – ۲۰ سال گذشته منابع مادی و انسانی بسیاری برای حل مشکل صرف شده اما نتیجه موفقیت آمیزی نداشته است افزود متاسفانه ما به سمت حل مشکل نمی رویم، ظرفیت ها و نظام اطلاعاتی خودمان را نمی شناسیم و فقط دور خودمان می چرخیم؛مدیران ما بیشتر درگیر اداره کردن سازمان ها هستند تا حل مسئله در بیرون ، اما در حقیقت ما به یک نقشه راه صحیح برای رسیدن به اهداف مشخصی در این زمینه نیازمندیم.
در پایان این نشست دکتر علمدار متن بیانیه شبکه یاری کودکان کار به مناسبت 12 ژوئن قرائت کرد.