توضیحی متواضعانه درباره مطلب «ساعتی با یک راننده زن تاکسی‌های اینترنتی» و بازتاب‌هایش

هم چوب را خوردیم هم پیاز را!

اتفاقی که افتاده بی‌سابقه نیست، اما همچنان تاسف‌بار است. همکار ما خانم به‌ناز مقدسی مصاحبه‌ای انجام داده بودند با یک راننده زن تاکسی‌های اینترنتی. گفت‌و‌گویی بیشتر شخصی که مصاحبه‌شونده از حال و روز خود و دلایل برگزیدن این شغل و مشکلاتش گفته بود. مصاحبه‌ای که با پیگیری‌های زیاد و با راضی کردن یکی از بانوان شاغل در این کار ممکن شد. راننده راضی به چاپ عکس و نامش هم نبود؛ نکردیم. فردای چاپ مصاحبه، همکار ما از انتشار آن در چند خبرگزاری و سایت خبر داد. نکته هم این بود که در نقل این مصاحبه نه نامی از «شهروند» آمده بود و اغلب نه نامی از مصاحبه‌کننده. یکی از منابع اصلی انتشار مطلب هم خبرگزاری فارس بود. به‌ناز مقدسی در مطلب کوتاهی در یکی از کانال‌های ویژه روزنامه‌نگاران موضوع را نوشت و به آن معترض شد. توضیح فارس این بود که مطلب از طریق (بخش) بازرگانی به سردبیری رسیده و طبق قرارداد این خبرگزاری با اسنپ، بازنشر شده است. در عین بی‌انصافی این نکته هم ضمیمه شده بود که: «به نظر می‌رسد سفارش تولید این دست گزارش‌ها هم توسط اسنپ صورت می‌گیرد»! بعد هم اسنپ در دفاع از کار خود و استفاده از مطلب «شهروند» توضیح داده بود که لینک گزارش «شهروند» را برای خبرگزاری‌ها فرستاده و فرض را بر این گذاشته که بنابر رفتار حرفه‌ای، همه نام نویسنده و منبع را ذکر کنند (کاری که برای انتشار یک رپرتاژ لازم نیست). جالب این‌که روابط عمومی اسنپ به «شهروند» بابت پیگیری موضوع طعنه‌ای هم زده و نوشته بود پس از انتشار محتوا، مطلب متعلق به مخاطبان است، پس اسنپ مجاز به انتشار مجدد مطلب ما بوده و در مورد ذکر منبع هم مسئولیتی ندارد، چرا که با رسانه بازنشرکننده است. خلاصه این‌که «امری که روزنامه شهروند از آن با عنوان رفتار غیرحرفه‌ای یاد می‌کند، در دنیای امروز با عنوان ارتباط اثربخش میان رسانه و روابط عمومی شناخته می‌شود.» خلاصه این‌که ما این وسط بدهکار هم شده‌ایم!
این که بخش خصوصی از مطلب حرفه‌ای ما بهره‌مند شود، ایرادی ندارد. حتی این‌که بخشی از دوستان رسانه‌ای بابت آن نفع مالی ببرند هم مایه خرسندی ماست. اما این‌که نامی از آفریننده اثر و روزنامه شهروند آورده نشود و ما را هم بنوازند دیگر نوبر است. جالب‌تر از همه دوستان روزنامه‌نگار و رسانه‌ای یا غیررسانه‌ای بودند که این میان دستاویزی پیدا کردند تا به روزنامه ابراز لطف کنند و ما را بابت انتشار مطالب سفارشی زیر سوال ببرند. اگرچه که انتشار رپرتاژ و مطالب سفارشی برای رسانه‌ها مطلقا کاری غیرمرسوم و غیرحرفه‌ای محسوب نمی‌شود. شرایط مالی و اوضاع اسفناک انتشار روزنامه هم بر کمتر کسی پوشیده است. اما این مطلب به گواهی متنی که منتشر شده و در دسترس است، سفارشی نبوده و یک مصاحبه ژورنالیستی درباره زندگی یک راننده است و در آن به اسنپ اشاره خاصی هم نشده است. کسانی که فرصتی برای ابراز احساسات پیدا کرده‌اند، کاش وقتی هم برای مطالعه مطلب می‌گذاشتند و کمی هم با سابقه کار «شهروند» و شیوه‌ای که در انتشار مطالب دارد، آشنا می‌شدند تا به زحمت نیفتند.
خلاصه این‌که هم چوب را خوردیم و هم پیاز را. اما همچنان کار روتین‌مان را انجام می‌دهیم و وجدان‌مان آسوده است. فقط مدیون همکاران‌مان در روزنامه هستیم که به خاطر این بازخوردها آزرده‌اند.
سردبیر