سامر ابو الوی، عکاس بحران در گفت‌وگو با «شهروند»

چشمانتان را باز کنید و ببینید که در اطراف جهانمان چه می‌گذرد

➊ به گزارش شهروندآنلاین؛ استان حسکه، بزرگترین قسمت کردستان غربی در شمال‌شرقی سوریه است. ویرانی سیل به اندازه‌ای بود که فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب‌سرخ و هلال‌احمر استمداد اضطراری ٣,۵‌میلیون فرانک سوییسی را برای کمک به مردم آسیب‌دیده اعلام کرد. سامر ابو الوی، عکاس جمعیت هلال‌احمر سوری می‌گوید: عکاسی کردن برای من فراتر از یک حرفه و تخصص است. من کارم را از ‌سال ٢٠١٢ در جمعیت هلال‌احمر سوریه به‌عنوان یک امدادگر در استان سویدای سوریه آغاز کردم.

➋ در طول یک ماه مهارت‌های عجیبی در عکاسی کسب کردم و کارم را به‌عنوان یک امدادگر عکاس ادامه دادم. من قبل از این هم به ماموریت‌های هلال سوری اعزام شده بودم. من در ماموریت‌های ارسال دو محموله امدادی به کمپ رکبان، ارسال چندین محموله به غوطه شرقی، تخلیه و پاسخ اضطراری در غوطه شرقی، پاسخ در درعا، عملیات‌های پی‌درپی در مرز سوریه و ترکیه و عملیات تخلیه عرسال حضور داشتم. وقتی به مردمی که دسترسی به آنها ممکن نبود، و در شرایط سختی به سر می‌بردند، بعد از ساعت‌ها دسترسی پیدا می‌کردیم، برق شادی در نگاهشان روشن می‌شد و مدام خدا را شکر می‌کردند.

➌ مردم سوری حتی در طول سیل هم وقتی خانه‌هایشان را از دست دادند، امید داشتند که روزی به خانه‌های خود برمی‌گردند. زمانی‌که عکس‌هایم را نگاه می‌کنم، به این فکر می‌کنم که بعد از این‌که من و همکارانم از منطقه خارج شدیم، مردم چه کردند؟ به خانه‌هایشان برگشتند یا نه. از یک پیرمرد یاد گرفتم که چطور امید را در قلبم زنده نگه دارم. او ٨٠ ساله بود. در آن شرایط آرام بود و می‌گفت:  «دوباره خانه‌ام را می‌سازم و در آرامش با پسران و نوه‌های پسری‌ام زندگی می‌کنم.»

استان حسکه، بزرگترین قسمت کردستان غربی در شمال‌شرقی سوریه است. درست از نخستین روز ماه میلادی آوریل بارش باران و جاری شدن سیل آغاز شد. سیل از آن جهت بحران انسانی را وخیم‌تر از قبل کرد که جمعیتی را که تحت‌تاثیر قرار داده بود، کمی قبل‌تر،  در درگیری داخلی همه چیزشان را از دست داده بودند.

سیل ٢٣٢‌هزار نفر را در ١٢ منطقه تحت‌تاثیر خود قرار داد، ۴۵‌هزار نفر را نیازمند حمایت جدی کرده و منجر به تخلیه منازل و اسکان ۴٠ هزارنفری مردم در اردوگاه ٨۶‌میلیون متر مکعبی «الهول» شد. تنها ارگان پاسخ‌دهنده به سیل، جمعیت هلال‌احمر سوری با فعالیت بیش از ١٢٠  داوطلب بود که خدمات بهداشتی و امداد اضطراری را برای مردم آسیب‌دیده ارایه کرد. ویرانی سیل به اندازه‌ای بود که فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب‌سرخ و هلال‌احمر استمداد اضطراری ٣,۵‌میلیون فرانک سوییسی را برای کمک به مردم آسیب‌دیده اعلام کرد. سامر ابو الوی، عکاس جمعیت هلال‌احمر سوری از سیل یکم آوریل حسکه سوریه برای «شهروند» روایت می‌کند.
• چند‌ سال است که عکاسی می‌کنی؟
هفت سال.
• خودت چند ‌سال داری؟
٢٨ سال.
• رشته‌ات عکاسی است؟
من در رشته رسانه‌های جمعی و عکاسی تحصیل می‌کنم.
• عاشق عکاسی هستی یا فقط به‌عنوان یک حرفه به آن نگاه می‌کنی؟
عکاسی کردن برای من فراتر از یک حرفه و تخصص است. عکس‌های خوب گرفتن برای من یعنی ضبط تمام احساسات و روحیه‌های مختلف از یک صحنه.
• چه سالی در جمعیت هلال‌احمر سوریه آغاز به کار کردی؟ داوطلب بودی یا امدادگر که به جمعیت پیوستی؟
من کارم را از ‌سال ٢٠١٢ در جمعیت هلال‌احمر سوریه به‌عنوان یک امدادگر در استان سویدای سوریه آغاز کردم. در طول یک ماه مهارت‌های عجیبی در عکاسی کسب کردم و کارم را به‌عنوان یک امدادگر عکاس ادامه دادم.
• می‌توانی بیرون از جمعیت هلال‌احمر فعالیت کنی و پول خوبی هم به دست بیاوری. چرا یک سازمان بشردوستانه؟
راستش را بخواهید من قبل از آن‌که به هلال‌احمر سوریه بیایم، در یک شرکت فیلمبرداری برای خودم کار می‌کردم. با این وجود همیشه آرزو داشتم یک حرفه با اهداف بشردوستانه داشته باشم و برای کشوری که در آن متولد شدم، کاری انجام بدهم.
• عکاسی از مناطق سیل‌زده نخستین ماموریتت در هلال‌احمر بود یا قبل از آن هم به مناطق آسیب‌دیده سوریه اعزام شده بودی؟
نه. من قبل از این هم به ماموریت‌های هلال سوری اعزام شده بودم. من در ماموریت‌های ارسال دو محموله امدادی به کمپ رکبان، ارسال چندین محموله به غوطه شرقی، تخلیه و پاسخ اضطراری در غوطه شرقی، پاسخ در درعا، عملیات‌های پی‌درپی در مرز سوریه و ترکیه و عملیات تخلیه عرسال حضور داشتم.
• درباره سوریه از شما سوالی بپرسم. چه حسی دارید وقتی وطنت اشغال شده است؟
من در عراق متولد شدم. خانواده من در زمان تولدم، در عراق بودند و وقتی ١٣ ساله شدم، ما به سوریه برگشتیم. سوریه وطن من است، وطن پدر و مادر و اجدادم. آن‌چه در سوریه اتفاق افتاد، قلبم را به لرزه درآورد و مرا به داوطلبی در هلال‌احمر سوریه تشویق کرد، تا بتوانم از آن طریق به مردمم کمک کنم.
• پس جنگ را در هر دو کشور تجربه کردی؟
بله. آن موقع‌ها که جوان‌تر بودم، جنگ عراق را از نزدیک شاهد بودم، اما از آن هیچ عکسی نگرفتم. وقتی جنگ سوریه شروع شد، هزاران عکس از کمک‌های بشردوستانه‌ای که به مردم ارایه می‌شد، گرفتم. عکس در جنگ کار سخت و خطرناکی است.
• چند عکاس در هلال‌احمر سوریه کار می‌کنند؟
در هر استان، حداقل یک عکاس برای هلال سوری فعالیت می‌کند، اما عکاس‌های حرفه‌ای ما در کل سوریه هشت نفر هستند.
• سیل شروع شد. چه اتفاقی افتاد؟
در نخستین دقایق پس از شروع سیل خبر وقوع آن را شنیدم و مدیریت هلال سوری به من دستور داد که به منطقه اعزام شوم.
• چه تاریخی؟
یکم آوریل. ( ١٢ فروردین ١٣٩٨)
• به موقع به مناطق آسیب‌دیده رسیدید؟
دو روز بعد.
• تنها که نبودی؟
نه. من همراه با تیم واکنش اضطراری بودم، اما وقتی رسیدیم، تنها به تک‌تک مناطق رفتم و عکاسی کردم.
• برای دسترسی به مردم از بالگرد استفاده کردید؟
نه. ما فقط از خودروهای نجات توانستیم استفاده کنیم. کامیون‌هایی که محموله‌های کمکی داشتند، در جاده‌ها مستقر می‌شدند و بعد از آن کمک‌ها توسط کامیون‌های کوچکتر به مناطق ارسال می‌شدند.
• نخستین پاسخگو به سیل هلال سوری بود؟
بله. نخستین ارگان پاسخ‌دهنده به سیل هلال سوری بود. من از تمام روند عملیات‌هایمان از همان ابتدا فیلم و عکس دارم.
• چه مناطقی آسیب‌دیده بودند؟
تل حمیس، تب برک، معبدی، قحطانیه، شدادی، حسکه و چند منطقه دیگر.
• چقدر از مناطق آسیب‌دیده به کلی تخریب شدند؟
زیاد. نزدیک به ٧٠ درصد.
• چند نفر در شهر و روستا آسیب دیدند؟ تلفات تا چه میزان بود؟
ما در این سیل گمشده‌ای نداشتیم، اما جمعیت زیادی از مردم تحت‌تاثیر قرار گرفتند؛ ٣٣٢‌هزار نفر در ١٢ منطقه.
• خودت کجا اقامت داشتی؟ سخت نبود؟
ما در مرکز هلال سوری بودیم، ٨٠ کیلومتری سوریه. هر روز صبح مجبور بودیم مسیر طولانی را تا مناطق آسیب‌دیده طی کنیم و باید قبل از غروب خورشید، به دلیل مسائل امنیتی برمی‌گشتیم.
• فکر می‌کنید عکاسی که بخواهد مثل شما در حادثه، بحران و سانحه باشد، باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟
فکر می‌کنم باید قلبی محکم و مصمم داشته باشد، اما در عین حال مهربان باشد. این باعث می‎شود او به مردم نزدیک شود، همان‌هایی که باید به آنها کمک داده شود.
• مردم با دیدن شما و همکارانت چطور برخورد می‌کردند؟
وقتی به مردمی که دسترسی به آنها ممکن نبود، محاصره شده بودند و در شرایط سختی به سر می‌بردند، بعد از ساعت‌ها دسترسی پیدا می‌کردیم، برق شادی در نگاهشان روشن می‌شد و مدام خدا را شکر می‌کردند.
• سیل برای مردم سوریه بحران جدیدی نبود. آنها جنگ را از سر گذرانده‌اند که برایشان آوارگی داشت. این آوارگی و آن آوارگی چه تفاوتی داشت؟
می دانید؟ هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند توصیف کند که مردم سوریه در یک بحران، چه سیل و چه جنگ، چه می‌کشند. مردم سوری آواره می‌شوند، اما هنوز هم امید دارند، حتی در طول سیل هم وقتی خانه‌هایشان را از دست دادند، امید داشتند که روزی به خانه‌های خود برمی‌گردند.
• از شما چه می‌خواستند؟
کمک می‌خواستند. می‌خواستند خانه‌هایشان را دوباره بسازیم و از معیشت آنها حمایت کنیم، تا به زندگی برگردند. زندگی با عزت و کرامت.
• در آن چند روز پیش خودت گفتی که کاش نیامده بودی؟
هرگز. من همیشه می‌خواستم با مردم باشم. در چندین ماموریت با هدف بشردوستی برای مردم شرکت کردم که تجارب و دانش بسیاری به اندوخته‌هایم اضافه کرد.
• چه تجربه‌ای؟
از یک پیرمرد یاد گرفتم که چطور امید را در قلبم زنده نگه دارم. او ٨٠ ساله بود. در آن شرایط آرام بود و می‌گفت:  «دوباره خانه‌ام را می‌سازم و در آرامش با پسران و نوه‌های پسری‌ام زندگی می‌کنم.»
• اگر از شما بخواهند که دوباره به منطقه آسیب‌دیده‌ای مثل سیل و زلزله اعزام شوی، این بار قبول می‌کنی؟
با افتخار جزو نخستین کسانی خواهم بود که برای کمک به مردم می‌روم.
• چه حسی داری وقتی به عکس‌هایی که از سیل گرفتی، نگاه می‌کنی؟
زمانی‌که عکس‌هایم را نگاه می‌کنم، به این فکر می‌کنم که بعد از این‌که من و همکارانم از منطق خارج شدیم، مردم چه کردند؟ به خانه‌هایشان برگشتند یا نه.
• با این عکس‌ها چه پیامی را می‌خواهی به مخاطب منتقل کنی؟
روی زمین کسانی هستند که به کمک نیاز دارند، به آنها کمک کنید، آنها قدردان این کمک‌ها خواهند بود. چشمانتان را باز کنید و ببینید که در اطراف جهانمان چه می‌گذرد.
• عکس‌های شما در کجا به نمایش گذاشته می‌شود؟
معمولا در وب‌سایت هلال‌احمر سوری یا سایت‌های مرتبط با نهضت صلیب‌سرخ و هلال احمر.
• با شنیدن هر کدام از کلمات زیر چه واژه‌ای به ذهنت می‌آید؟
عکس: لحظه
عکاس:  ثبت‌کننده لحظه
سیل: آب بی‌رحم
درگیری: ترس
هلال‌احمر سوری: کار بدون خواب
سوریه: عشق