پس از ۱۰ ماه از انتشار گزارش «شهروند»، اولین گام برای دست‌های حسین کریمی برداشته شد

کمک ۵۰ میلیونی تامین اجتماعی برای تامین دست مصنوعی

نزدیک به ۱۰ ماه پس از گزارش «شهروند»، اولین گام برای برآورده‌شدن آرزوی خانواده سه‌نفره کریمی برداشته شد و سازمان تامین اجتماعی ایران کمک‌هزینه ۵۰ میلیونی برای تامین یک دست مصنوعی به حساب این خانواده پرداخت کرد.

 

ماجرای گزارش«هاجر ماند تا حسین بی‌دست نماند»

  • ۱۱ تیر پارسال «شهروند» در گزارشی با عنوان «هاجر ماند تا حسین بی‌دست نماند» از زندگی «حسین‌ کریمی» در خوزستان نوشت که هنگام کارگری روی تیر برق دو دست خود را از دست داد. او و دختر عمویش؛ «هاجر پورکریمیان»، پیش از این حادثه نامزد بودند و بی‌دست شدن حسین تاثیری روی نظر هاجر برای ادامه زندگی با پسرعمویش نداشت و حالا آنها صاحب یک فرزند‌اند.
  • حسین کریمی سربازی‌اش را که تمام کرد، از «لالی» خوزستان عازم اصفهان شد تا با دستمزد کارگری‌اش روی تیرهای برق، خانه‌ای اجاره و بعد از پنج‌سال نامزدی، با دخترعمویش ازدواج کند اما عصر آن روز گرم تیرماه خمینی‌شهر، تیر برق او و آرزوهایش را نقش بر زمین کرد. در آخرین لحظات یک روز کاری، ناگهان بدن‌ حسین ۲۳ساله خشک شد و ۱۸روز بعد که چشم باز کرد، به او خبر دادند که باید برای همیشه با دست‌هایش خداحافظی کند.
  • هاجر نظرش تغییر نکرد و زندگی مشترک‌اش با حسین آغاز شد؛ حالا حسام ۵ساله، نتیجه این ازدواج است. حسین،‌ هاجر و حسام، این‌روزها یک آرزوی مشترک دارند: یک دست مصنوعی هوشمند. آنها به هر دری زدند اما هیچ‌فرد و نهادی به آنها روی خوش نشان نداد و توان مالی این خانواده هم کفاف امورات زندگی روزمره را نمی‌دهد چه برسد به هزینه چند١٠‌میلیونی این پیوند.» حالا و نزدیک به ۱۰ ماه پس از این گزارش، اولین گام برای تحقق این آروز از سوی سازمان تامین اجتماعی ایران برداشته شد و مبلغ ۵۰ میلیون به حساب خانواده کریمی پرداخته شد تا آنها در یک قدمی آرزوی خود یعنی خرید یک دست مصنوعی هوشمند قرار بگیرند.

 

 


۱۱ تیر پارسال «شهروند» در گزارشی با عنوان «هاجر ماند تا حسین بی‌دست نماند» از زندگی «حسین‌ کریمی» در خوزستان نوشت که هنگام کارگری روی تیر برق دو دست خود را از دست داد. او و دختر عمویش؛ «هاجر پورکریمیان»، پیش از این حادثه نامزد بودند و بی‌دست شدن حسین تاثیری روی نظر هاجر برای ادامه زندگی با پسرعمویش نداشت و حالا آنها صاحب یک فرزند‌اند. در بخشی از آن گزارش آمده بود: «رفته ‌بود دستِ پُر برگردد اما دست‌هایش را جا گذاشت؛ حسین کریمی سربازی‌اش را که تمام کرد، از «لالی» خوزستان عازم اصفهان شد تا با دستمزد کارگری‌اش روی تیرهای برق، خانه‌ای اجاره و بعد از پنج‌سال نامزدی، با دخترعمویش ازدواج کند اما عصر آن روز گرم تیرماه خمینی‌شهر، تیر برق او و آرزوهایش را نقش بر زمین کرد. در آخرین لحظات یک روز کاری، ناگهان بدن‌ حسین ۲۳ساله خشک شد و ۱۸روز بعد که چشم باز کرد، به او خبر دادند که باید برای همیشه با دست‌هایش خداحافظی کند. هرچه خانواده‌اش اصرار کردند که به جوانی حسین رحم کنید اما پزشکان بیمارستانی در اصفهان راهی پیدا نکردند تا دوماه بعد، فرزند ایل، باشمایلی جدید وارد لالی شود.

حالا نوبت هاجر پورکریمیان، دخترعموی حسین و نامزد پنج‌ساله‌اش بود که تصمیم بگیرد. خانواده ‌هاجر تصمیم‌گیری را به او واگذار کردند اما دوستان و فامیل از این دختر ۲۰ساله می‌خواستند که با عقل و منطق تصمیم بگیرد.‌ هاجر نظرش تغییر نکرد و زندگی مشترک‌اش با حسین آغاز شد؛ حالا حسام ۵ساله، نتیجه این ازدواج است. حسین،‌ هاجر و حسام، این‌روزها یک آرزوی مشترک دارند: یک دست مصنوعی هوشمند. آنها به هر دری زدند اما هیچ‌فرد و نهادی به آنها روی خوش نشان نداد و توان مالی این خانواده هم کفاف امورات زندگی روزمره را نمی‌دهد چه برسد به هزینه چند١٠‌میلیونی این پیوند.» حالا و نزدیک به ۱۰ ماه پس از این گزارش، اولین گام برای تحقق این آروز از سوی سازمان تامین اجتماعی ایران برداشته شد و مبلغ ۵۰ میلیون به حساب خانواده کریمی پرداخته شد تا آنها در یک قدمی آرزوی خود یعنی خرید یک دست مصنوعی هوشمند قرار بگیرند.

+ در یک قدمی تحقق رویای چندساله

اگرچه در ۱۰ ماه گذشته افراد و نهادهای فراوانی پیگیر کمک به این خانواده شدند اما هیچ‌کدام به سرانجام نرسید. در پی درخواست‌های برخی مخاطبان «شهروند»، خانواده کریمی گروهی هم برای دریافت کمک ایجاد کردند اما درنهایت مبلغی نزدیک به ۲ میلیون تومان به حساب آنها پرداخت شد. کریمی درباره این ماجرا و روند طی‌شده به «شهروند» می‌گوید: «پس از آن گزارش، سازمان تامین اجتماعی از ما یک پیش‌فاکتور خواست که ما چندجا رفتیم و گفتند اول باید ۵۰درصد هزینه را بدهید تا ما پیش‌فاکتور بدهیم که ما چنین هزینه‌ای نداشتیم تا اینکه در نهایت یک کلینیک در اهواز این کار را برای ما انجام داد و ما یک پیش‌فاکتور گرفتیم که آنجا برای دو دست مبلغ ۱۸۰ میلیون نوشته بود که حتی از تهران هم مناسب‌تر بود؛ یک دست مکانیکی و یک دست الکتریکی.» گام بعد ارسال این پیش‌فاکتور برای تامین اجتماعی و انتظار برای بررسی‌های اداری بود که البته در این مدت این سازمان با تغییر و تحولاتی هم روبه‌رو شود و همین موارد هم روند کار را تا اندازه‌ای به تاخیر انداخت که براساس گفته‌های کریمی حالا چند روزی است که این مرحله به سرانجام رسیده است: «ما پیش‌فاکتور را برای تامین اجتماعی فرستادیم که گفتند ما مقداری از این پول را می‌دهیم و مقداری را هم وام می‌دهیم و مقداری را هم خودت باید تامین کنی که واقعا از عهده ما خارج بود. از دفتر رئیس‌جمهوری هم گفتند ما وام می‌دهیم که خبری نشد. تا الان تامین اجتماعی ۵۰ میلیون تومان کمک بلاعوض به ما داده است.» کریمی اگرچه سپاس‌گزار سازمان تامین اجتماعی است اما به نظر می‌آید همچنان برای تحقق رویای‌اش با مشکلاتی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند: «یک گروه هم درست کردیم که در نهایت ۲ میلیون به ما کمک کردند. الان هنوز از جای دیگری خبری نیست و گفتند که با کلینیک صحبت کنیم که اگر قبول کند بقیه مبلغ را به صورت قسطی یا وام پرداخت شود که شاید از جایی یا نهادی چنین وامی پرداخت شود. از تامین اجمتاعی نهایت تشکر دارم و امیدوارم که بتوانیم بقیه مبلغ را هم به شکلی تامین شود که بتوانم یک دست مصنوعی بگیرم.»

برچسب ها :