کاش سینمای کودک هری‌پاتر داشت

حدود چهار دهه از ساخت درخشان‌ترین آثار سینمای کودک و نوجوان می‌گذرد و ما همچنان درگیر نوستالژی‌های کودکی‌مان هستیم. هنوز از کلاه‌قرمزی می‌گوییم و شهر موش‌ها و حواس‌مان نیست که چهل‌ سال از آن روزها گذشته، همه چیز فرق کرده و نسل جدید قرار نیست مثل ما با آن آثار ارتباط برقرار کند. سینمای کودک و نوجوان متعلق به دهه شصت است و اوایل دهه هفتاد. همان سال‌های درخشانی که محمدعلی طالبی و مرضیه برومند برای‌مان شهر موش‌ها را ساختند (1360)، کامپوزیا پرتوی گلنار را ساخت (1367)، محمدرضا هنرمند دزد عروسک‌ها و مسعود کرامتی پاتال و آرزوهای کوچک را ساختند (1368) و ابوالحسن داوودی سفر جادویی را ساخت (1369).

این 10 ‌سال که تمام شد، با آغاز دهه هفتاد سر و کله ایرج طهماسب و حمید جبلی پیدا شد و کلاه‌قرمزی متولد شد؛ عروسکی که به یک پدیده فرهنگی تبدیل شده و حدود سی‌سال عمر کرده و همچنان محبوب دل‌هاست. اما بعد از آن چه اتفاقی افتاد؛ سینمای کودک و نوجوان ما بعد از آن دوران طلایی چه کرده و چقدر توانسته نیاز کودکان نسل‌های بعدی را برآورده کند و برای‌شان خاطره بسازد. واقعیت این است که آسیب‌های جدی و فراوانی در سینمای کودک و نوجوان وجود دارد. مدت‌هاست که سینمای کودک و نوجوان دچار شکاف بین نسلی با نسل حاضر شده است. فیلمسازان کودک و نوجوان ما چقدر دنیای کودکانه این نسل را می‌شناسند؟ آیا هنوز انتظار داریم حالا که هر کودک و نوجوان پنج تا پانزده‌ساله‌ای در گوشه‌ای موبایلی در دست دارد یا درگیر کنسول بازی‌های مختلف است، مشتاقانه بنشیند و کلاه‌قرمزی و پسرخاله ببیند و ذوق کند یا شیفته شهر موش‌ها و کپل‌اش باشد؟ آسیب دیگر این است که سال‌هاست فیلمسازان حوزه کودک و نوجوان به این موضوع توجه نمی‌کنند که لزوما سینمای کودک با سینمایی درباره کودک متفاوت است.

امسال در سی‌‌ودومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودک و نوجوان اتفاق ویژه‌ای رخ داد؛ حضور فیلمی به نام «بازیوو» که شاید نقطه امیدی باشد برای به‌روز کردن سینمای کودک و نوجوان. «بازیوو» را امیرحسین قهرایی ساخته؛ همان که کارگردان سازنده آیتم‌های دوربین مخفی و شوخی با ستارگان بود. البته قهرایی پیش از آن هم سابقه فعالیت در حوزه کودک را داشته؛ او یکی از کارگردان‌های سریال علی‌کوچولو بوده و سری چهارم مجموعه چاق و لاغر را هم کارگردانی کرده بود. «بازیوو» یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های سینمای کودک و نوجوان است. در خلاصه داستان فیلم آمده: سرزمین بازی‌ها واقعی‌تر از چیزی هست که تصور میکنین؛ شما در مقابل دروازه‌های سرزمین بازیوو هستید، لطفا وارد شوید!

«بازیوو» شما را به دنیای واقعی کودکان نسل حاضر می‌برد. با دیدنش می‌فهمید در مغز بچه‌هایی که تمام طول روز را گوشه‌ای نشسته‌اند و سرگرم بازی با موبایل یا پلی‌استیشن هستند، چه می‌گذرد. نسل ما شاید ارتباط چندانی با این فیلم برقرار نکند. در طول برگزاری جشنواره کودک هم شنیده می‌شد فیلمسازان و داورانی از نسل قبل نسبت به فیلم انتقاد داشتند و «بازیوو» باب میل‌شان نبود. اما این دقیقا نقطه مثبت این فیلم است. «بازیوو» می‌تواند آغازگر سینمایی پویا برای کودک و نوجوان باشد؛ از آن فیلم‌هایی که مخاطبانش پیگیرش می‌شوند، منتظر ساخت قسمت بعدی‌اش می‌شوند و چه بسا نوعی هری‌پاتر وطنی از آن بیرون بیاید. «بازیوو» می‌تواند برخلاف تمام این سال‌ها، یک فیلم کودک و نوجوان پرفروش باشد که به چرخه اقتصادی سینما کمک کند. فیلمسازان و داورانی از نسل گذشته هم که با این فیلم ارتباط برقرار نکرده‌اند، بهتر است دوباره آن را ببینند و به آن فکر کنند؛ باید بپذیرند که سینمای کودک و نوجوان نیاز به خانه‌تکانی دارد. فیلمسازان این حوزه باید به‌روز شوند، دنیای کودکان را بشناسند و به تفاوت‌های‌شان با نسل‌های قبل احترام بگذارند و یادشان باشد آنها قرار است گاهی هم برای کودکان فیلم بسازند.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.