چرخی در سرزمین عجایب استقلال!

این روزها که طرفداران استقلال حال و روز تیم محبوب‌شان و بلایایی که مدیرانش سر آن آورده‌اند را می‌بینند، به دوران پرفرازشان غبطه می‌خورند؛ به آن جام‌ها و آن افتخاراتی که سال‌هاست در ذهن‌شان نقش بسته و حتی اسبابی برای کری‌خوانی با رقیب سنتی تبدیل شده است. آن همه موفقیت اما چند سالی است به افسوسی بزرگ برای هوادارانی تبدیل شده که جز چند تجمع کوچک جلوی ساختمان باشگاه و انتقادها و اعتراض‌های مجازی دست‌شان به جایی بند نیست. اما به راستی چه بر سر استقلال آمده؟

برای آنکه متوجه شویم استقلال در چه باتلاقی قرار گرفته، کافی است فقط اتفاقات دو ماه گذشته در این باشگاه را از ذهن بگذرانیم. زمانی که مسابقات فوتبال بعد از تعطیلات طولانی مدت کرونایی دوباره آغاز شد، استقلال هم شانس قهرمانی در لیگ برتر را داشت، هم مدعی جام گرفتن در حذفی بود و هم در لیگ قهرمانان آسیا یک تیم پرامید برای رسیدن به مراحل پایانی محسوب می‌شود. همه این رویاها اما با مدیریت نادرست بر باد رفت و حالا کار به جایی رسیده که هیچ‌کس نمی‌تواند اشتباهات احمد سعادتمند مدیرعامل باشگاه را نادیده بگیرد.

اگرچه نمی‌شود تمام تقصیرات را بر گردن یک نفر انداخت اما کم‌تجربگی‌های مدیرعامل استقلال آنقدر تعدادش زیاد بود که اکنون هوادار نتواند به فرد دیگری جز سعادتمند ایراد بگیرد. اگر واقع‌بینانه به شرایط استقلال قبل از دربی پایتخت نگاه کنیم، همه چیز تقریبا ایده آل بود. فرهاد مجیدی و شاگردانش در شرایطی که پرسپولیس فاصله زیادی تا تیم های پایینی خودش داشت، توانستند با کسب نایب قهرمانی لیگ نوزدهم روند را بهبود ببخشند؛ انها با گذر از سپاهان در جام حذفی وصعود به نیمه نهایی همه را متحد کردند اما یک اتفاق غیرمنتظره و عجیب آغاز ماجراهای عجیب باشگاه شد؛ ماجرایی مثل سفر سعادتمند و همکارانش به اروپا برای مذاکره با استراماچونی. سفری که خودشان می‌گفتند برای مطالبات مربی ایتالیایی است اما خیلی زود مشخص شد که هدف نهایی بازگرداندن استراماچونی است. این اتفاق دقیقه 3 روز قبل از دربی حساس نیمه نهایی رخ داد. بازی‌ای که البته با همت بازیکنان و تدابیر کادرفنی با برد استقلال همراه شد و صعود به فینال حذفی را به همراه داشت. فرهاد مجیدی اما تاب نداشت و اگرچه بعد از استعفایش به سمت سرمربیگری استقلال برگشت اما دیگر کار از کار گذشته و اختلافات به اوج رسیده بود. به عبارتی استقلال با حاشیه‌هایی خودخواسته که از یک اقدام اشتباه مدیرعامل نشات می‌گرفت و با تیمی که درصد ناچیزی از قدرت خودش را نداشت وارد فینال شد و جامی که در آستانه کسب آن بود را به راحتی از دست داد.

از آن روز تاکنون حکایت استقلال و سعادتمند مانند آن مدیری شده که انگار کار از دستش در رفته است؛ مدیرعامل استقلال مدام سعی کرده با وعده های واهی شرایط را به سود خود برگرداند، اما از آنجایی که نه استراماچونی برگشت و نه با الکساندر نوری توافقی حاصل شد کمتر کسی می‌تواند به حرف‌هایش اعتماد کند. او حتی وعده باز شدن پنجره نقل و انتقالاتی باشگاه را نیز فراموش کرد و کار به جایی رسید که استقلال برخلاف پرسپولیس نتوانست از نفرات جدید خود در لیگ قهرمانان استفاده کند. بدهی‌های متعدد باشگاه به خصوص مطالبات وینفرد شفر(که منجر به حکم فیفا برای بسته شدن پنجره نقل و انتقالاتی شده) را هم به این ماجراها اضافه کنید تا کارنامه ضعیف این مدیر غیرفوتبالی در دو ماه گذشته تکمیل شود.

مساله‌ای که در این بین وجود دارد، مسئولیت‌های ویژه سعادتمند برای روزهای آینده است؛ او اگر بتواند همچنان رای اعتماد هیات مدیره را برای بقای خود بگیرد، کار بسیار دشواری برای جمع کردن بحران موجود خواهد داشت. اصلی‌ترین مساله پرداخت پول شفر و باز کردن پنجره نقل و انتقالاتی است تا بتواند قرارداد نفرات جدید را ثبت کند. از طرف دیگر حفظ نفرات کنونی وظیفه‌ای است که باید هرچه سریع‌تر انجامش بدهد که البته با توجه به پیشنهادات خارجی برخی نفرات بعید به نظر می‌رسد. از سوی دیگر انتخاب سرمربی یکی از اصلی‌ترین مسائلی است که باعث نگرانی شده است. به نظر شما سعادتمند می‌تواند کشتی پراز عجایب استقلال را به سمت ساحل آرامش سوق بدهد؟

ممکن است به این مطالب نیز علاقه‌مند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.