دام پلیس پایتخت برای موادفروش، دلارفروش، پارچه‌فروش و داروفروش

راز مخفیگاه‌های متروکه از تهران تا کرمان

پلیس مبارزه با مواد مخدر، پلیس امنیت اقتصادی و پلیس پیشگیری در 4 عملیات جداگانه 4 متهمی را که در تهران و کرمان دست به تبهکاری‌های مجرمانه می‌زدند، دستگیر کردند. در این عملیات‌ها 100 کیلو مواد مخدر، 30‌ هزار دلار، 83‌ هزار و 470 عدد دارو و مکمل ورزشی‌های قاچاق و 20‌ میلیارد ریال پارچه قاچاق از این مجرمان کشف شد.

روایت یکی از خویشاوندان خانواده ایران نژاد از آخرین دیدارش با آنها در فرانسه پیش و پس از مرگ

بازگشت، بی‌نفس، بدون «آرتین»

آمدند اما بی‌نفس. 12 ظهر امروز بود که به خاک سرزمین مادری رسیدند. همان خانواده غرق‌شده کانال مانش. خانواده‌ای که پسر 15ماهه‌شان در همان آبراه جا ماند. خانواده ایران‌نژاد بدون آرتین  در کنار هم امروز در آرامستان سردشت خاکسپاری شدند. با هزینه دولت بود که توانستند به کشور برگردند. هزینه‌ای  میلیاردی برای مهاجرانی که 800‌میلیون تومان برای گذر به آن‌سوی مرز‌ها به قاچاق‌برها داده بودند. از فرانسه با هواپیما به تهران آمده بودند و از آنجا با آمبولانس به سردشت. دوستان و اقوام اما با چشمانی اشکبار به استقبال‌شان رفتند. استقبالی غم‌انگیز برای زندگی که 18روز پیش در آن آبراه پرتلاطم برای همیشه قطع شد. همان خانواده‌ای که اردیبهشت‌ماه امسال راهی سفر مخاطره‌آمیز به آن‌سوی مرزها شدند. غرق‌شدگان کانال مانش خانوادگی رفتند اما حالا بازگشتند بی‌حرکت و بی‌نفس؛ بدون آرتین 15ماهه.

با گذشت 5 ماه از گم‌شدن یکی از اهالی مطبوعات، خانواده او با حضور در دادسرای پردیس خواستار روند سریع…

کلاف سردرگم پرونده مرموز «محسن» روی میز قاضی

پنج ماه از گم‌شدن «محسن محروقی»، یکی از اهالی مطبوعات، می‌گذرد. پسر جوانی که از اول تیر ماه به ‌طور مرموزی ناپدید شد و بدون هیچ ردی خانواده و همه مطبوعاتی‌ها را شوکه کرد. پرونده هنوز روی میز قاضی شعبه دادسرای پردیس قرار دارد؛ پرونده‌ای که در پلیس آگاهی شاپور تهران به جریان افتاد اما به دادسرای پردیس ارجاع شد. پرونده باید در پردیس همان منطقه‌ای که محسن ناپدید شد، پیگیری می‌شد. این در حالی است که خواسته خانواده محسن احاله پرونده از دادسرای پردیس به دادسرای جنایی تهران بود؛ خواسته‌ای که هنوز عملی نشده است.

گزارش اختصاصی شهروند از جزییات زندگی خانواده ایران‌نژاد که در کانال مانش غرق شدند

غرق شدگان؛ از «سردشت» تا «مانش»

خانه و وسایلشان را فروختند اما کافی نبود. کل دارایی‌شان 150 میلیون تومان بود اما قاچاق‌برها 800 میلیون تومان می‌خواستند. مادر و خواهر طلاهایشان را فروختند، پدر زمینش را داد و برادر وسایل خانه‌اش را حراج کرد تا پول مهاجرت جور شود. 100 میلیونی هم قرض گرفتند برای سفر بی‌بازگشت؛ سفر مخاطره‌آمیزی که قلب هر ایرانی و غیر ایرانی را به درد آورد. از ماجرای واژگونی قایق مهاجران کُرد در میان کانال مانش 13 روز می‌گذرد. وقتی خبر مرگ پدر، مادر و سه کودک کُرد در یکی از پر رفت‌وآمدترین آبراه‌های جهان در همه دنیا پیچید، خانواده رسول و شیوا هم لحظات تلخی را سپری کردند؛ دقایق و ساعت‌هایی که انتظار کشیدند تا خبر درست نباشد.

شناسایی‌‌های دیرهنگام و دردسرهای دستگاه قضا و پزشکی قانونی

پرونده‌های سر به مهر، قاضی، پلیس و پزشکی قانونی را به دردسر می‌اندازند. سال‌ها، ماه‌ها طول می‌کشد تا رد و نشانی از قربانیان مجهول‌الهویه پیدا شود. پرونده‌هایی که گاهی پایانی ندارند و برای همیشه مفتوح باقی می‌مانند. اجساد دفن می‌شوند با شماره جواز مشخص و ثبت ویژگی‌های هویتی، اما پرونده این قربانیان هرگز بسته نمی‌شود؛ باید تعیین تکلیف شوند و اثری از خانوادهایشان هویدا.

گزارش «شهروند» از پشت پرده یک جنایت تکان‌دهنده در قلب تهران

قتل شیما 15 ساله در شکنجه‌گاه راننده قلابی آژانس اینترنتی

ظهر پنجشنبه بود که امیدشان پس از 15 ماه ناامید شد؛ 15 ماه به دنبال دخترش بود. روزی 18 ساعت نقطه به نقطه شهر را گشت، ردش را پیدا کرد اما هرگز به شیما نرسید. سرنوشت دختر پانزده ساله با مرگ گره خورد؛ خبر تلخی که پلیس به پدر و مادر چشم‌انتظار داد. 10 روزی از انتشار کلیپی که پدر شیما منتشر کرد، می‌گذشت که تنها مظنون پرونده بار دیگر بازداشت شد و به قتل دختر گمشده اعتراف کرد.

مرد مالباخته به اتهام قتل در بازداشت است

تعقیب و گریز مرگبار دزد و مالباخته

مرد مالباخته وقتی دزدانِ گوشی‌اش را تعقیب می‌کرد، نمی‌دانست در برابر اتهام قتل قرار می‌گیرد. شاهدان، همدست متوفی و کارشناسان اداره تصادفات او را مقصر مرگ دزد موتورسوار می‌دانند. این درحالی است که متهم پیش‌روی قاضی انکار کرد.

پایان یک عملیات نفسگیر در ارتفاعات تهران

گمشده قله پرسون پیدا شد

۹روز از ناپدیدشدن مرد ۵۲ساله در ارتفاعات تهران گذشت. در این مدت  ۱۳۱ آتش‌نشان و ۲۵ کوهنورد و ۸ مأمور نیروی انتظامی در منطقه به دنبال ردی از این مرد گشتند اما گمشده قله پیدا نشد، تا اینکه صبح جمعه یک کوهنورد درحال گذر از منطقه ضلع شرقی دیواره قله ساکا با پیکر بی‌جان این مرد برخورد می‌کند.

گفت‌وگو با همسر و برادر مأمور آتش‌نشانی که 135 روز پیش در عملیات فرضی جان باخت

ناقوس مرگ روی تشک‌های نجات

دیروز نیایش یک ساله شد؛ تولدی بدون حضور پدر. هفت‌ماهه بود که دیگر پدر را ندید. او هم همانند نفیسه دوازده ساله و محمد جواد شش ساله در آرزوی دیدن پدر است. 135 روز از آن روزی که امیرمحمد زارع رفت و دیگر بازنگشت می‌گذرد. مرد آتشی که در آتش‌نشانی مشهد جان باخت. او هم قربانی شد. قربانی یک عملیات فرضی. نام او هم در لیست هم‌قطاران شهیدش جا خوش کرد اما شهادتش متفاوت است. سرنوشت او و عزیزالله اکبر نیستانی، مأمور آتش‌نشان ایستگاه شماره هفت آتش‌نشانی اصفهان مشابه بود. ایستگاه مرگ‌شان همان ایستگاه محل خدمت‌شان است. دو ایستگاه شماره شش و هفت. همان دو ایستگاهی که در آن صبح منحوس تشک نجات پهن کردند و آتش‌نشانان به صف در عملیاتی فرضی پریدند روی تشکی که ممنوع بود؛ برای آموزش و نمایش و حتی مانور.

گزارش «شهروند» از پرونده قاتلانی که تا پای چوبه دار جرم خود را گردن نگرفتند

قصاص‌های بدون اقرار

انکار می‌کردند، اما قصاص شدند. یکی نقاش بود، دیگری عاشق، آن یکی هم دلداده. هر سه اعتراف کردند، اما پس گرفتند آنچه گفتند و انکار را پیشه کردند. سال‌هاست که از جلسات بازجویی و دادگاهی سه متهم به قتل جنجالی کشور می‌گذرد. فراز ابراهیمی، دل‌آرا دارابی و شهلا جاهد، سه قاتل نام‌آشنایی که داستان جنایت‌شان در دهه 80 از جنجالی‌ترین‌ها بود.