مسئولین فقط یک چیز از شما می‌خواهند!

شهاب نبوی

زندگی علمی تخیلی‌مان در حالی ادامه دارد که وزارت کار اعلام کرد، حدود یک و نیم میلیون نفر به دلیل شیوع ویروس کرونا شغل خود را از دست داده‌اند. بعد از داعش که به درک واصل شد، کرونا تابه‌حال جزو مشتی‌ترین‌ها بوده و خیلی از مشکلات را گردنش انداخته‌اند و هیچ چیزی نگفته. فقط اگر یک مقدار دیگر معرفت به خرج بدهد و مسئولیت گرانی دلار و طلا و کوچک شدن سفره ملت و گسترش فقر و طلاق و عدم علاقه مردم به شرکت در انتخابات را هم برعهده بگیرد، مسئولین می‌توانند با خیال آسوده بروند خانه و به استراحت بپردازند.
یکی از کاندیدای بالقوه انتخابات سال آینده هم گفته که روی نیمکت نشسته و آماده حضور در میدان رقابت است. البته ایشان جدیدا یک حرف‌های دیگری هم می‌زند که آدم همه‌اش می‌خواهد برود جلویش و بگوید: «فلانی خودتی؟! چقدر عوض شدی.» در همین راستا از شما نامزدهای محترم انتخاباتی تقاضا داریم سرعت تغییرات درونی‌تان را کمی پایین بیاورید. این را برای خودتان می‌گوییم. مغز و زبان آدمیزاد توانایی تحمل این همه تغییر یهویی را ندارند و کار دست آدم می‌دهند. درضمن بهتر است دست به حرکات جدیدتری بزنید چون این‌ها خیلی قدیمی شده و دیگران قبلا تمام رایی که با این روش می‌شد از مردم گرفت را کسب کرده‌اند و الان فقط ته‌دیگ رای‌ها مانده.
در خبری دیگر داشتیم که هفتاد هزار موتور توقیفی در پارکینگ‌های تهران وجود دارد. یادش بخیر، قبلا که کف خیابان پلیس راهنمایی و رانندگی دنبال موتوری‌ها می‌کرد و آن‌ها را با مهربانی و عطوفت همیشگی به کفی کنار خیابان هدایت، موتوری‌ها همان اطراف یک موتور فروشی دیگر پیدا می‌کردند و یک موتور جدید می‌خریدند؛ چون نمی‌صرفید بروند موتور را از زندان موتورها آزاد کنند. اما حالا اگر موتور را خرد کنی و آهن پاره‌ها و باک و بوقش را بفروشی، می‌توانی چند میلیونی دربیاوری. برای همین از عزیزانی که موتور زندانی دارند درخواست داریم بروند آزادش کنند.
مجلس جدید هم انصافا همراهی خوبی با طنزنویس‌ها دارد. نمایندگان هیچ روزی نمی‌گذراند ما بدون سوژه بمانیم و هر روز افق‌های جدیدی را به روی ما قشنگ می‌گشایند. فقط امیدواریم این روحیه را تا آخر حفظ کنند و وسط راه خلاقیت‌شان ته نکشد. در یکی از جدیدترین این اظهارنظرها، نماینده‌ای گفته بود که در تهران خانه ندارم و هر شب خانه یکی از بستگانم می‌خوابم، یک شب خانه پسر عمو، یک شب خانه پسر خاله و الی آخر. ما ضمن این که دستمال کم آورده‌ایم تا اشک‌هایمان را پاک کنیم، خدمت این نماینده محترم متذکر می‌شویم که آقاجان، برای نشان دادن ساده زیستی که نباید چترها را در خانه فک و فامیل پهن کرد. این بیچاره‌ها تا آخر شب میایند بخوابند زنگ در به صدا و درمیاید و پدر خانواده در حالی که تازه خوابش برده داد می‌زند: «پسر، این نمایندهه است. برو باز کن تا در رو از پاشنه نکنده»
اخرین خبر هفته که حتما باید در آخر هفته به آن می‌پرداختیم هم این بود که گفته می‌شود ایران سریع‌ترین کاهش نرخ باروری را در جهان دارد. شما مردم چقدر می‌خواهید مسئولین را حرص بدهید؟ همه چیز را برای‌تان محیا کرده‌اند. آب، برق، نان، کار، ثبات و امنیت اقتصادی و فقط یک چیز از شما خواسته‌اند که آن را هم انجام نمی‌دهید؟ واقعا که…

ممکن است به این مطالب نیز علاقه‌مند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.