جزییات آتش‌سوزی هولناک بویین‌زهرا از زبان خانواده قربانیان حادثه، آتش‌نشانی و هلال‌احمر

تراژدی مرگ سوزان پدر، پسر و برادر در معرکه آتش

چشم‌شان از مخزن‌های مذاب برداشته نمی‌شد. از پشت دیوارهای بلند چشم دوخته بودند به تانکرهای سوخته، جایی که جان سه کارگر جوشکار شهر هفشجان شهرکرد را خاکستر کرده بود. درست از صبح پنجشنبه؛ درست چهار روز پیش بیست‌وسوم دی ماه. وقتی خبر رسید شرکت «ثامن مهران‌گستر» بویین زهرا زیر شعله‌های آتش به جهنم سوزان بدل شده، زمان برای خانواده‌های صادقی و عالی‌پور، کارکنان شرکت و مدیران متوقف شد.

گفت‌وگوی «شهروند آنلاین» با 2 خانواده کوهنوردان جانباخته قله علم‌کوه

مرگ در یخ، در سالگرد نجات

عباس در سالگرد همان جمعه سیاه بار دیگر ایثار کرده بود.  همان جمعه سرد دی ماه  سال 99 که بهمن 12 کوهنورد را در ارتفاعات شمال پایتخت  با خود دفن کرد.  او بار دیگر از زندگی‌اش گذشته بود تا نجات‌بخش حامد باشد، اما نه خودش مانده بود نه همنوردش.

گزارش «شهروند آنلاین» از جزئیات صعود بی‌بازگشت 2 کوهنورد تهرانی در علم‌کوه

تراژدی مرگ در ارتفاع 4600 متری

دو کوهنورد فدراسیون کوهنوردی تهران در ارتفاع چهارهزار و 600 متری علم‌کوه جان باختند. هر دو حرفه‌ای بودند و باسابقه، اما سرما و بارش برف و باران به این دو کوهنورد امان نداد. عملیات نجاتگران هم با در بسته روبه‌رو شد. شرایط و لحظات سختی بود. امدادگران رسیدند، اما هر دو کوهنورد جان‌شان را در دل کوه از دست داده بودند.

گزارش «شهروندآنلاین» از حریق در مجتمع اداری- مسکونی بلوار تعاون که ٤ کشته بر جا گذاشت

جزئیات آتش‌سوزی مرگبار در ساختمان آناهیتا

بوی دود و آتش از همه جا به مشام می‌رسید. باوجودی که ساعت‌ها از حادثه ساختمان مسکونی- تجاری میدان شهرزیبا، بلوار تعاون، خیابان شربیانی شرقی می‌گذشت اما گرمای شعله‌های آتش هنوز حس می‌شد. آتش به مجتمع چهار طبقه ٢٨ واحدی تاخته بود. مرکز این حادثه واحدی ٦٠ متری بود که در طبقه سوم قرار داشت. آتش از طبقه سوم ساختمان آناهیتا زبانه کشیده و طبقه چهارم را محاصره کرده بود. خانواده چهار نفره طبقه سوم از شعله‌های آتش نجات پیدا کردند اما دود و آتش جان چهار مرد را در طبقه چهارم گرفت.

جزئیات تصادف زنجیره‌ای 59 خودرو و مرگ 5 سرنشین در جاده بهبهان به اهواز

وحشت بامدادی در جاده مه‌آلود مرگ

جاده پوشیده از مه بود. خودروها قطاروار یکی پس از دیگری روی هم سوار شدند. سرنشینان 59 خودرو در جاده مه‌آلود بهبهان به اهواز، بامداد تلخی را دیدند. آتش به چهار خودرو زد. شعله‌های آتش در میان مه، جاده را پوشاند. خودروهای امدادی یکی پس از دیگری رسیدند. زنان و مردان زخمی را از میان مهلکه آتش بیرون کشاندند. یک خانواده در خودروی سمند سوخته بود. اجساد به سختی قابل شناسایی بودند. پدر و مادر و یک کودک دو ساله مسافران این جاده مرگ شدند. از سرنوشت سرنشینان خودروی آتشین النترا هم خبری نبود. آتش باید خاموش می‌شد. خاموش هم شد. دو سرنشین خودروی النترا را وقتی بیرون آوردند یکی جان داشت، اما دیگری نفس نمی‌کشید. خودروهای اورژانس مصدومان را به بیمارستان انتقال دادند. چهار مسافر در همان جاده مه‌آلود جان‌شان رفته بود، اما در مسیر بیمارستان دیگر سرنشین النترا هم از نفس افتاد.

روایت شهروند آنلاین از نجات پسر محکوم به قصاص در زندان رجایی‌شهر

تلاش‌های سفیر صلح برای آزادی دانشجوی اعدامی

سه بار تا پای چوبه دار رفت اما زنده ماند. سه بار در سلول انفرادی حبس شد تا مرگ را از نزدیک ببیند اما ندید. ٢١ ساله بود که به زندان رفت. دانشجوی حقوق بود، اما در یک درگیری زندگی‌اش زیر و رو شد. به اتهام قتل سه سال از زندگی‌اش را پشت میله‌های زندان گذراند تا اینکه مردی از دیار کرمانشاه سفیر آزادی‌اش شد. از خانواده مقتول رضایت گرفت و محمد که سه‌ بار چوبه دار را از نزدیک دیده بود به زندگی برگشت. دیگر قرار نیست به سمت مرگ قدم بردارد. دیگر کابوس اعدام به سراغش نمی‌آید. او که نفس‌های پسر جوانی را قطع کرده بود و خانواده‌ای را به سوگ نشانده بود حالا با گذشت آنان مواجه شده است.  حالا ٢٤ سال دارد. در زندان حافظ قرآن شده است و می‌خواهد درسش را ادامه دهد. می‌خواهد وکیل شود تا جبران کند این سال‌های پر از رنج را.

جاده مرگ کجاست؟

جاده‌های مرگ در خوزستان بسیار هستند، اما جاده اهواز خوزستان مدت‌هاست تحت عنوان یکی از جاده‌های مرگ در لیست پیگیری‌ها و رسیدگی‌ها قرار دارد.

روایت بازماندگان حادثه مرگبار سرویس شرکت مهندسی توسعه نفت اهواز – خرمشهر

روایت تازه از شنبه سیاهِ 16 سرنشین مینی‌بوس مرگ

16 مرد بودند. 16 کارگر شرکت نفت. از یک قوم‌وطایفه با سرنوشتی غم‌انگیز. عماد و مالک برادر بودند. فخرالدین و حلیم باجناق. جعفر پدر بود؛ سعید، ناهی و وحید هم پسرعمو. عبدالرضا یکی‌یکدانه مادر بود، محمدامین نورچشمی خانواده، حاتم هم تازه داماد. منصور، امیر، جاسم، صالح، سجاد و نزار هم دیگر سرنشینان مینی‌بوس مرگ جاده اهواز به خرمشهر بودند. از مینی‌بوس هیچ نماند. نه سقفی نه صندلی. همه‌اش از هم جدا شد، خرد شد، تکه‌تکه شد. سرنشینان بنز اسقاطی هم یا جان دادند یا با تنی خونی به بیمارستان منتقل شدند. سرنشینان همان 16 کارگر شرکت نفت بودند که در آن شنبه سیاه هرگز به مقصد نرسیدند.